معنی کاروانک

کاروانک
معادل ابجد

کاروانک در معادل ابجد

کاروانک
  • 298
حل جدول

کاروانک در حل جدول

فرهنگ معین

کاروانک در فرهنگ معین

  • (نَ) [معر. ] (اِ. ) مرغی است شبیه به مرغابی دارای منقاری دراز و بیشتر در کنار آب می نشیند، کروان. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

کاروانک در لغت نامه دهخدا

  • کاروانک. [کارْ / رِ ن َ] (اِ) کاردانک. چفتک. چوبینه. (رشیدی). چوبینک. چوبین. چوبنه. جفنک. جفتک. چکرنه. قرلی. چخرق. دلیجه. نام جانوری است پرنده که در کنارهای آب بنشیند. (جهانگیری). پرنده ای است گردن دراز پیوسته در کنارهای آب نشیند و بهمین معنی بجای واو دال هم آمده است و به عربی کروان گویند بر وزن رمضان. (برهان). مرغکی است درازگردن که بر لب آبها نشیند. (انجمن آرا) (آنندراج). بوتیمار و مرغ ماهیخوار. (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

کاروانک در فرهنگ عمید

  • مرغی شبیه مرغابی با منقار دراز و پاهای بلند، چفنک، چفتک، جفتک، چکرنه، جگرنه، چوبینه، چوبینک، چوبنه،. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید