معنی کارگاه

کارگاه
معادل ابجد

کارگاه در معادل ابجد

کارگاه
  • 247
حل جدول

کارگاه در حل جدول

  • معادل فارسی آتِلیه
مترادف و متضاد زبان فارسی

کارگاه در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • آتلیه، کارخانه، نگارخانه، کارگه
فرهنگ معین

کارگاه در فرهنگ معین

  • (اِمر.) محل ساختن چیزها، جای کار کردن کارگران.
لغت نامه دهخدا

کارگاه در لغت نامه دهخدا

  • کارگاه. (اِ مرکب) کارگه. محل ساختن چیزها خصوصاً بافتن جامه. (غیاث) (آنندراج). منسج. چارچوبی که بر آن جامه ای کشند و بر آن نقوش از ابریشم و نخ زرین و سیمین دوزند. دستگاه. کارخانه. طراز. کارگاه شکر. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

کارگاه در فرهنگ عمید

  • کارخانه، محل کار، جای کار کردن کارگران. ٢. محل انجام کارهای هنری،
    [مجاز] منسوج، پارچه،
    دار قالی،
    [قدیمی] دکان: ز درگه کرمت روی ناامیدی نیست / کجا رود مگس از کارگاه حلوایی (سعدی۲: ۶۷۴)،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

کارگاه در فارسی به انگلیسی

  • Shop, Studio, Tambour, Work, Workshop, Workstation, Y, Yard
فارسی به ترکی

کارگاه در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

کارگاه در فارسی به عربی

تعبیر خواب

کارگاه در تعبیر خواب

  • ۱ـ دیدن یک کارگاه در خواب، علامت آن است که دشمنان طرحهای شما را نابود خواهند ساخت.

    ۲ـ دیدن کارگاهی بزرگ در خواب، علامت آن است که در محیط کار خود فعالیت فوق العاده ای از خود نشان خواهید داد.
    - آنلی بیتون. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

کارگاه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • محل ساختن چیزها مخصوصاً بافتن جامه، چارچوبی که بر آن جامه کشند، طراز. توضیح بیشتر ...
فارسی به ایتالیایی

کارگاه در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

کارگاه در فارسی به آلمانی

  • Geschäft (n), Laden (m), Werkstatt (f), Werkstatt (f) [noun]
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید