معنی کانا

کانا
معادل ابجد

کانا در معادل ابجد

کانا
  • 72
حل جدول

کانا در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

کانا در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • ابله، احمق، خل، زودباور، کالوس، کالیو، کودن، مدمغ، نادان، ناقص‌العقل،
    (متضاد) عاقل. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

کانا در فرهنگ معین

  • (ص.) نادان، ابله، بی خرد.
لغت نامه دهخدا

کانا در لغت نامه دهخدا

  • کانا. (ص) نادان و ابله و احمق و بی عقل. (برهان) (اوبهی) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (شعوری ج 2 ورق 229 الف). چلازه: خویشتن کانا ساخته بود [ازهربن یحیی] چیزهایی کردی که مردمان از آن بخندیدندی. (تاریخ سیستان ص 269).
    زن چو این بشنیده شد خاموش بود
    کفشگر کانا و مردی لوش بود.
    رودکی.
    اگر چه گو سروبالا بود
    جوانی کند پیر کانا بود.
    فردوسی.
    که پیر فریبنده کانا بود
    اگر چند پیروز و دانا بود.
    فردوسی.
    چو مهر مهر او خواند شود کانا چو فرزانه
    چو کان کین او کاود شود فرزانه چون کانا. توضیح بیشتر ...
  • کانا. (اِخ) او نخستین کسی است که در بخارا سکه زد:. پادشاهی بود نام او«کانا» بخارا خدات و او سی سال بخارا را پادشاه بودو در بخارا بازارگانی به کرباس و گندم بود وی را آگاه کردند که در دیارهای دیگر سیم زده اند و او فرمان داد تا در بخارا سکه زدند از سیم ناب و بر آن صورت وی را با تاج نقش کردند. (تاریخ بخارا صص 34- 36). توضیح بیشتر ...
  • کانا. (اِخ) شهری است در ناحیه ٔ داهومی واقع در خلیج گینه بین نیجریه و توگو نزدیک آبومی شهر مقدس قدیمی که مقبره ٔ شاهان در آنجا بوده است و امروز بصورت ویرانه است. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

کانا در فرهنگ عمید

  • نادان، ابله، احمق، کودن: مر تو را خصم و دشمن دانا / بهتر از دوستان همه کانا (سنائی۱: ۴۴۸)،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

کانا در فارسی به انگلیسی

فرهنگ فارسی هوشیار

کانا در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (صفت) نادان ابله احمق: } خویشتن کانا ساخته بود چیز هایی کرد که مردمان از آن بخندید (ند) ی ‎. { (تاریخ سیستان). توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید