معنی کلون

کلون
معادل ابجد

کلون در معادل ابجد

کلون
  • 106
حل جدول

کلون در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

کلون در مترادف و متضاد زبان فارسی

فرهنگ معین

کلون در فرهنگ معین

  • (کُ) (اِ.) قفل چوبی که سابقاً پشت در حیاط کار می گذاشتند.
لغت نامه دهخدا

کلون در لغت نامه دهخدا

  • کلون. [ک ُ] (اِ) کلان. قید چوبی که پشت در نصب کنند و در را بدان بندند. (فرهنگ فارسی معین). کلان. کلیدان. غلق. فلج. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). چفت و بست پشت در. (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمالزاده). و رجوع به کلان شود. توضیح بیشتر ...
  • کلون. [ک ُ] (اِخ) دهی از دهستان حومه ٔ بخش جویم است که در شهرستان لار واقع است و 167 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

کلون در فرهنگ عمید

  • چوبی به شکل مکعب‌مستطیل که برای بستن در، بر پشت آن نصب می‌شود،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

کلون در فارسی به انگلیسی

گویش مازندرانی

کلون در گویش مازندرانی

  • نام مرتعی در شیرگاه سوادکوه، سرور، زیبا
فرهنگ فارسی هوشیار

کلون در فرهنگ فارسی هوشیار

  • قید چوبی که پشت در نصب کنند و در را بدان بندند، کلیدان، چفت و بست پشت در. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید