معنی کمانه

کمانه
معادل ابجد

کمانه در معادل ابجد

کمانه
  • 116
حل جدول

کمانه در حل جدول

  • قوس، کمان، انحنا
مترادف و متضاد زبان فارسی

کمانه در مترادف و متضاد زبان فارسی

فرهنگ معین

کمانه در فرهنگ معین

  • هر چیز کمان مانند، قوس، آرشه، وسیله ای که با آن کمانچه و مانند آن را می نوازند، مضراب، زخمه، مقنی. [خوانش: (کَ نِ) (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

کمانه در لغت نامه دهخدا

  • کمانه. [ک َ ن َ / ن ِ] (اِ) به معنی کمان باشد که به عربی قوس خوانند. (برهان). کمان. قوس. (فرهنگ فارسی معین). || چوب کجی را نیز گویند که دوالی بر آن بندند و با آن برماه و مثقب را بگردانند تا چیزها را سوراخ کند. (برهان) (فرهنگ فارسی معین). کمانی که از چوب سازند و بدان مثقب را بگردانند. (آنندراج) (فرهنگ رشیدی). کمان نجّاران که برمه را بدان بگردش آرند. (غیاث). چوب کج و خمیده ای که بر آن دوال و یازه بندند و بدان برماه و مثقب و مانند آن را بگردانند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

کمانه در فرهنگ عمید

  • کمان‌مانند، مانند کمان، آنچه شبیه کمان باشد،
    (موسیقی) آرشه،
    پرما،
    چوب باریکی که دوالی به آن ببندند و با آن پرما را بگردانند،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

کمانه در فارسی به انگلیسی

نام های ایرانی

کمانه در نام های ایرانی

  • دخترانه، منسوب به کمان
گویش مازندرانی

کمانه در گویش مازندرانی

  • نیم دایره ی چوبی که در تله ی پرندگان به کار رود
  • گشاد گشاد راه رفتن
فرهنگ فارسی هوشیار

کمانه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (اسم) کمان قوس، چوب کجی که دوالی بر آن بندند و با آن بر ماه و مثقب را بگردانند تا چیز ها را سوراخ کند: (بر مثقب نطق در فسانه از قوس قزح کنم کمانه) . (خاقانی)، چوب کج و خمیده ای بشکل کمان که بدان کمانچه و رباب و مانند آنرا نوازند مضراب زخمه: (هشیار زمن فسانه ناید مانند رباب بی کمانه) (مولوی)، کاریز کن چاهجوی مقنی: (چنانکه چشمه پدید آورد کمانه ز سنگ دل تو از کف تو کان زر پدید آرد) . (دقیقی)، چاهی که چاهکنان بجهت امتحان آب در زمین ایجاد کنند. توضیح بیشتر ...
واژه پیشنهادی

کمانه در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید