معنی کمدی

کمدی
معادل ابجد

کمدی در معادل ابجد

کمدی
  • 74
مترادف و متضاد زبان فارسی

کمدی در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • خنده‌دار، طنزآلود، طنزآمیز، فکاهی، مضحک
فرهنگ معین

کمدی در فرهنگ معین

  • اثر ادبی یا نمایشی که خنده و تفریح هدف آن باشد، یا مسائل تلخ و جدی را در لفاف خنده و شوخی ارائه دهد، نمایش خنده دار، نوشته خنده دار. [خوانش: (کُ مِ) [فر. ] (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

کمدی در لغت نامه دهخدا

  • کمدی. [ک ُ م ِ] (فرانسوی، اِ) اثری نمایشی که دارای موضوع و نتیجه ٔ شادی بخش و خنده آور باشد، مقابل تراژدی. کمدی اصطلاحی است که برای بیان نوعی از درام بکار می رود که مقصود اصلی آن تفریح تماشاکنندگان است. کمدی از طرفی مخالف تراژدی و از طرف دیگر مخالف لودگی و مسخرگی و تقلید است. کمدی به جهت آنکه به پایانی خوش آیند ختم می گردد از تراژدی متمایز می شود، و به جهت آنکه از هرگونه حرکات قهقهه آور و سخنان بسیار مضحک برکنار است، از هزل و مسخرگی مشخص می باشد. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

کمدی در فرهنگ عمید

  • اثر نمایشی طنزآمیز،

    (صفت) [عامیانه، مجاز] خنده‌دار، مضحک،
فارسی به عربی

کمدی در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

کمدی در فرهنگ فارسی هوشیار

  • فرانسوی شوخواره (اسم) اثر نمایشی که دارای موضوع و نتیجه ای شادی بخش و خنده آور باشد مقابل تراژدی. توضیح کمدی اصطلاحی است که برای بیان نوعی از درام بکار میرود که مقصود اصلی آن تفریح تماشا کنندگان است. کمدی از طرفی مخالف تراژدی و از طرف دیگر مخالف لودگی و مسخرگی و تقلید است. کمدی بجهت آنکه بپایانی خوشایند ختم میگردد از تراژدی متمایز میشود و بجهت آنکه از هر گونه حرکات قهقه آور و سخنان بسیار مضحک بر کنار است از هزل و مسخرگی مشخص میباشد. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب