معنی گریزان

گریزان
معادل ابجد

گریزان در معادل ابجد

گریزان
  • 288
حل جدول

گریزان در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

گریزان در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • بیزار، رمنده، رمیده، متنفر، نافر، نفور، 2، فراری، گریخته، متواری، منهزم. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

گریزان در فرهنگ معین

  • (~.) (ق.) گریزنده، در حال فرار.
لغت نامه دهخدا

گریزان در لغت نامه دهخدا

  • گریزان. [گ ُ] (نف، ق) گریزنده. در حال فرار. در حال گریختن. محترز:
    گریزان همی رفت مهتر چو گرد
    دهان خشک و لبها شده لاجورد.
    فردوسی.
    گریزانم و تو پس اندر دمان
    نیابی مرا تا نیابد زمان.
    فردوسی.
    فرسنگ ز فرسنگ دوانم ز پی تو
    وز من تو گریزانی، فرسنگ به فرسنگ.
    فرخی.
    گریزان چو باشی به شب باش و بس
    که تا بر پی از پس نیایدت کس.
    اسدی.
    ز باد پرش موج دریا ستوه
    ز موجش گریزان دد از دشت و کوه.
    اسدی.
    گاه گریزانی از باد سرد
    گاه بر امید گل و سوسنی. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

گریزان در فرهنگ عمید

  • فرار‌کرده، در حال فرار،
فارسی به انگلیسی

گریزان در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

گریزان در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

گریزان در فرهنگ فارسی هوشیار

واژه پیشنهادی

گریزان در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید