معنی گلگونه

گلگونه
معادل ابجد

گلگونه در معادل ابجد

گلگونه
  • 131
حل جدول

گلگونه در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

گلگونه در مترادف و متضاد زبان فارسی

فرهنگ معین

گلگونه در فرهنگ معین

  • گلگون، سرخابی که زنان به گونه های خود مالند، شراب قرمز. [خوانش: (~. نِ) (اِمر. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

گلگونه در لغت نامه دهخدا

  • گلگونه. [گ ُ ن َ / ن ِ] (اِ مرکب) (از: گل + گونه) گلغونه. گلاگونه. رجوع به گلگون شود. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین). گلغونه است که غازه و سرخی زنان باشد. (برهان). رنگی است که زنان بر روی مالند و در یکی از کتب طبیه بنظر آمده که گلگونه دوای مرکب است از سپندور و سفیده و شحم و حنظل و روغن یاسمین که برای جلا و صفای رنگ رو بر چهره مالند و بعد از نیم ساعتی با آب گرم بشویند. (غیاث). گلاگونه. (اوبهی). غازه. الغونه. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

گلگونه در فرهنگ عمید

  • مانند گل،
    به ‌رنگ گل،
    گونه یا رخسارۀ سرخ،
    (اسم) سرخاب که زنان به‌ گونه‌های خود می‌مالند،. توضیح بیشتر ...
نام های ایرانی

گلگونه در نام های ایرانی

فرهنگ فارسی هوشیار

گلگونه در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ‎ گلگون، (اسم) گونه سرخ رخسار گلگون، سرخاب که زنان بر چهره خود مالند آلگونه ظلغونه: چو دست قضا زشت رویت سرشت میالای گلگونه بر روی زشت. (سعدی) یا گلگونه ادیم آدم. محمد رسول الله ص. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
عبارت های مشابه