معنی گمان

گمان
معادل ابجد

گمان در معادل ابجد

گمان
  • 111
حل جدول

گمان در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

گمان در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • پندار، پنداشت، تخمین، تصور، توهم، حدس، خیال، زعم، شک، ظن، فرض، فکر، وهم 2، باور، ایهام،
    (متضاد) یقین. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

گمان در فرهنگ معین

  • ظن، وهم، رأی، اندیشه. [خوانش: (گُ یا گَ) (اِ.)]
لغت نامه دهخدا

گمان در لغت نامه دهخدا

  • گمان. [گ ُ / گ َ] (اِ) در اوستائی ظاهراً ویمانه (گمان). قیاس با اوستایی ویمنوهیه شود. پهلوی گومان، کردی و افغانی عاریتی و دخیلی گومان، بلوچی گوان و پارسی باستان ویمانه. ظن. وهم. احتمال. شک. شبهه. رای. اندیشه. فرض. تصور. (ازحاشیه ٔ برهان قاطع چ معین). ظن و حدس و فکری که از روی یقین نباشد و با لفظ بردن و بستن و داشتن و افتادن مستعمل است. (آنندراج). شک. (غیاث) (دانشنامه ٔ علایی). ضد یقین. (فرهنگ رشیدی). ظن. (زمخشری). توضیح بیشتر ...
  • گمان. [گ ُ] (اِ) نوعی جوهر. نوعی لؤلؤ. جمان: گفته شده در جمان اینکه فارسی معرب شده است. اگر چنین باشد او را از گمان باید دانست و ظن این است که او یا لؤلؤ است یا مشبه به لؤلؤ و بیشتر متمایل به این است که معمولاً از نقره است و کمتر شباهت به لؤلؤ دارد و بیشتر متمایل به اشباه آن میباشد. (الجماهر بیرونی ص 113). توضیح بیشتر ...
  • گمان. [گ ُ] (اِخ) دهی از دهستان گرمادوز بخش کلیبر شهرستان اهر، که در 27هزارگزی شمال کلیبر و 29هزارگزی راه شوسه ٔ اهر به کلیبر واقع شده است. هوای آن معتدل و سکنه اش 159 تن است. آب آنجا از دو رشته چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان گلیم بافی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

گمان در فرهنگ عمید

  • ظن،
    حدس،
    خیال، وهم،
    رٲی، اندیشه،
    فرض،
    * گمان بردن: (مصدر لازم)
    ظن بردن،
    تصور کردن، انگاشتن،
    * گمان داشتن: (مصدر لازم)
    ظن داشتن، شک داشتن،
    نگران بودن،
    انتظار داشتن،
    * گمان کردن: (مصدر لازم)
    تصور کردن، پنداشتن،
    شک کردن،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

گمان در فارسی به انگلیسی

  • Assumption, Conjecture, Doubt, Guess, Guesswork, Hunch, Ideal, Presumption, Speculation, Suspicion. توضیح بیشتر ...
فارسی به عربی

گمان در فارسی به عربی

  • اعتقاد، انطباع، تخمین، رای، شک، فکر، فکره، هدف
گویش مازندرانی

گمان در گویش مازندرانی

فرهنگ فارسی هوشیار

گمان در فرهنگ فارسی هوشیار

  • احتمال، شک، شبهه، رای، اندیشه، حدس
فارسی به آلمانی

گمان در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب