معنی گوهر

گوهر
معادل ابجد

گوهر در معادل ابجد

گوهر
  • 231
حل جدول

گوهر در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

گوهر در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • اصل، تبار، حسب، نژاد، نسب، جوهر، ذات، جواهر، در، گهر، مروارید. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

گوهر در فرهنگ معین

  • از سنگ های قیمتی، اصل، نژاد، ذات، سرشت. [خوانش: (گُ هَ) [په. ] (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

گوهر در لغت نامه دهخدا

  • گوهر. [گ َ / گُو هََ] (اِ) مروارید است که به عربی لؤلؤ خوانند و مطلق جواهر را نیز گفته اند. (برهان قاطع) (انجمن آرا) (بهار عجم) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (فرهنگ سروری) (فرهنگ شعوری). سنگ قیمتی مثل الماس و لعل و مروارید و امثال آنها. (فرهنگ نظام) (غیاث اللغات). هر سنگ که از آن چیزی برآید که سود دارد. (تاج العروس ذیل کلمه ٔ جوهر). هر سنگ که از آن منفعتی برآید همچو الماس و یاقوت و لعل و امثال آن. معرب آن جوهر است. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). توضیح بیشتر ...
  • گوهر. [گ َ / گُو هََ] (اِ) گیاهی است که به تازی اذخر گویند. (مؤید الفضلا). رجوع به اذخر شود. توضیح بیشتر ...
  • گوهر. [گ َ / گُو هََ] (اِخ) دهی است از دهستان طارم بالا بخش سیردان زنجان. واقع در 81هزارگزی شمال باختری سیردان و 9هزارگزی راه عمومی. محلی کوهستانی، هوای آن سردسیر و سکنه ٔ آن 557 تن است. آب آن از رودخانه ٔ سرخه میشه تأمین میشود. محصول عمده ٔ آن غلات، پنبه و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2). توضیح بیشتر ...
  • گوهر. [گ َ / گُو هََ] (اِخ) دهی است از دهستان دیوان بخش گیلان شهرستان شاه آباد. واقع در 9هزارگزی شمال باختر جوی زر و 3هزارگزی جنوب شوسه ٔشاه آباد به ایلام. در دشت واقع و هوای آن سردسیر و سکنه ٔ آن 250 تن است. آب آن از رودخانه ٔ کنگیر تأمین میشود. محصول عمده ٔ آن غلات، حبوبات، توتون، لبنیات و برنج و شغل اهالی زراعت و گله داری است. ساکنان آن چادرنشین هستند. در زمستان به گرمسیر غربی ایوان و حدود سومار میروند. توضیح بیشتر ...
  • گوهر. [گ َ / گُو هََ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان أمجز بخش جبال بارز شهرستان جیرفت. واقع در 54هزارگزی جنوب خاوری مسکون و 7هزارگزی راه مالرو مسکون به کروک. سکنه ٔ آن 4 تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

گوهر در فرهنگ عمید

  • سنگ گران‌بها از قبیل مروارید، الماس، یاقوت، فیروزه و امثال آن‌ها،
    (فلسفه) جوهر،
    [قدیمی، مجاز] اصل، نژاد،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

گوهر در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

گوهر در فارسی به عربی

  • ابحر، جوهر، جوهره، حجر کریم، طبیعه
نام های ایرانی

گوهر در نام های ایرانی

  • دخترانه، سنگ قیمتی و گرانبها، سرشت، نهاد، اصل و نسب، نژاد
تعبیر خواب

گوهر در تعبیر خواب

  • اگر بیند گوهر و مروارید می فروخت و آن گوهر ملک او بود، دلیل که خداوندِ علم و دین است و با همه کس نیکی و احسان کند. اگر خداوند دین نباشد، دلیل که خداوند غلامان شود و به قدر و قیمت گوهر او را مال حاصل شود. 
دیدن گوهر به خواب، دلیل بر زنی توانگر صاحب جمال بود. اگر بیند گوهری داشت، دلیل است زنی چنین بخواهد. اگر دید گوهر او ضایع شد، دلیل است زن را طلاق دهد - محمد بن سیرین. توضیح بیشتر ...
  • اگر مصلح و مستور بود و دید گوهرها می فروخت، دلیل که او را علم و دین حاصل شود. 
دیدن گوهر به خواب بر هشت وجه است. اول: مال مذکور. دوم: علم مشهور. سوم: فرزند معروف. چهارم: چیزی گرانبها. پنجم: زنی با جمال. ششم: سخنی مفید. هفتم: خیروبرکت. هشتم: کاری نیکو. و دیدن گوهرفروش در خواب، دلیل برخداوندِ علم و دین است. - امام جعفر صادق علیه السلام. توضیح بیشتر ...
  • اگر بیند گوهر می فروخت، دلیل است دلاکی کند و دختری را به شوهر دهد. اگر بیند گوهر سفید داشت، دلیل است فرزندی آورد. - اب‍راه‍ی‍م‌ ب‍ن‌ ع‍ب‍دال‍ل‍ه‌ ک‍رم‍ان‍ی. توضیح بیشتر ...
  • هر چیز خوبی در زندگی روزمره ما که ارزش مادی و معنوی فراوان دارد و در خواب های ما می تواند به شکل گوهر متجلی ظاهر شود. زن خوب گوهر است. فرزند شایسته و برومند گوهر است. علم و دانش گوهر است. سخن به جا و خوب گوهر است و این زیاد بستگی پیدا می کند به وضع و شرایطی که در بیداری دارید. ابن سیرین نوشته اگر در خواب بینید گوهری دارید که نمی دانید چیست ولی می دانید گوهر است و ارزنده و درخشان یا با زنی صاحب جمال و کمال ازدواج می کنید یا صاحب فرزندی می شوید که در زمان خودش دارای نام و آوازه خواهد شد. توضیح بیشتر ...
  • دیدن گوهر در خواب، علامت آن است که در امور عاطفی و حرفه خود اقبال خوبی خواهید داشت. - آنلی بیتون. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

گوهر در فرهنگ فارسی هوشیار

  • مروارید، مطلق جواهر، هر سنگ که از آن چیزی برآید که سود دارد، یاقوت، لعل و غیره. توضیح بیشتر ...
فرهنگ پهلوی

گوهر در فرهنگ پهلوی

  • مروارید، جواهر، نژاد اصیل
فارسی به آلمانی

گوهر در فارسی به آلمانی

  • Edelstein (m), Juwel (n), Juwel [noun], Natur (f) [noun]
واژه پیشنهادی

گوهر در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید