معنی گویان

گویان
معادل ابجد

گویان در معادل ابجد

گویان
  • 87
حل جدول

گویان در حل جدول

لغت نامه دهخدا

گویان در لغت نامه دهخدا

  • گویان. (نف، ق) صفت فاعلی از گفتن. گوینده. || در حال گفتن:
    برفتند گویان به ایوان شاه
    یکی گفت خورشید گم کرد راه.
    فردوسی.
    پس ایستاد در کشاکش امر و نهی استرجاع کنان یعنی گویان، که انا ﷲ و انا الیه راجعون. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 310). توضیح بیشتر ...
  • گویان. (اِخ) یاقوت نویسد: نام یکی از اعمال نیشابوراست که مردم خراسان آن را گویان گویند و معرب آن جوین باشد. (معجم البلدان). رجوع به جوین و گوین شود. توضیح بیشتر ...
  • گویان. (اِخ) دهی است از دهستان طارم بالا بخش سیردان شهرستان زنجان. واقع در 52هزارگزی شمال باختری سیردان و 16هزارگزی راه عمومی. در محلی کوهستانی و هوای آن سردسیر و سکنه ٔ آن 77 تن است. آب آن از چشمه تأمین میشود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

گویان در فرهنگ عمید

  • گوینده،

    (قید) در حالت گفتن،
فرهنگ فارسی هوشیار

گویان در فرهنگ فارسی هوشیار

  • ‎ (صفت) گوینده: گویان ز پی تو ما دل و دل جویان ز تو نزد ما زر و زر. (عمادی گنج سخن)، در حال گفتن: متلهف بود و پویان و مترصد و جویان و بر حسب واقعه گویان. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید