معنی یشتن

یشتن
معادل ابجد

یشتن در معادل ابجد

یشتن
  • 760
حل جدول

یشتن در حل جدول

فرهنگ معین

یشتن در فرهنگ معین

  • ستایش کردن، نیایش کردن، دعا خواندن هنگام غذا خوردن. [خوانش: (یَ تَ) (مص ل. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

یشتن در لغت نامه دهخدا

  • یشتن. [ی َ ت َ] (مص) به لغت زند وپازند، آهسته دعا خواندن بر طعام و زمزمه کردن مغان در وقت طعام خوردن و درخواست نمودن و استدعا کردن ونیاز کردن و ستایش نمودن. (از برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). یشتن مصدر پهلوی (هم ریشه ٔ یزشن) به معنی خواندن کتاب مقدس و اوراد. (یادنامه ٔ پورداود ذیل ص 211): آن چهل هزار مرد بر یزشن کردن ایستادند و درونی بیشتند و قدری په [پیه] برآن درون نهادند چون تمام بیشتند یک قدح شراب به ویراف دادند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

یشتن در فرهنگ عمید

  • پرستش ‌کردن، عبادت‌ کردن، ستایش‌ کردن،
فرهنگ فارسی هوشیار

یشتن در فرهنگ فارسی هوشیار

  • آهسته دعا خواندن بر طعام و زمزمه کردن، ستایش نمودن هنگام غذا
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید