معنی یوم

یوم
معادل ابجد

یوم در معادل ابجد

یوم
  • 56
حل جدول

یوم در حل جدول

فرهنگ معین

یوم در فرهنگ معین

  • (یَ یا یُ) [ع.] (اِ.) روز. ج. ایام.
لغت نامه دهخدا

یوم در لغت نامه دهخدا

  • یوم. [ی َ] (ع مص) روز گردیدن. (منتهی الارب). || بدبخت روز گردیدن. (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
  • یوم. [ی َ] (ع اِ) روز. (ترجمان القرآن جرجانی ص 108) (دهار). روز، مذکر آید و اول آن از طلوع فجر صادق است تا غروب آفتاب. ج، ایام و اصل آن ایوام بوده. جج، ایاویم. (ناظم الاطباء). روز. ج، ایام. (مهذب الاسماء). روز. ج، ایام، اصل آن ایوام و یوم ایوم تأکید است یعنی روز سخت. (آنندراج). روز. نهار. ضد لیله. مقابل لیل. در عرف عبارت است از طلوع جرم آفتاب ولو تمامی جرم هم نباشد تا غروب جرم آفتاب. (یادداشت مؤلف). روز، و قوله تعالی: لمسجد اسس علی التقوی من اول یوم (قرآن 108/9)، أی من اول ایام. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

یوم در فرهنگ عمید

  • روز،

    * یوم دین: [قدیمی] روز رستاخیز،
فارسی به انگلیسی

یوم در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

یوم در فارسی به عربی

عربی به فارسی

یوم در عربی به فارسی

  • روز , یوم , امروز
فرهنگ فارسی هوشیار

یوم در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ فارسی آزاد

یوم در فرهنگ فارسی آزاد

  • یَوم، روز (از طلوع تا غروب)، روز (یک شبانه روز)، عصر و زمان، عصر حاضر (جمع: اَیّام جمع الجمع: اَیادِیم)،. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب