معنی ابلاغ در فرهنگ سره

ابلاغ

ابلاغ

  • پیام رسانی، رساندن، رسانیدن، فرگفت

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی ابلاغ در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • ابلاغ (فرهنگ معین): (اِ) [ع.] (مص م.) رسانیدن ج. ابلاغات.
  • ابلاغ (لغت نامه دهخدا): ابلاغ. [اِ] (ع مص) رسانیدن. گذاردن (پیام). ایصال. انهاء. || انذار. (تاج المصادر بیهقی).
  • ابلاغ (فرهنگ عمید): رساندن نامه یا پیام به کسی،
    (حقوق) رساندن نامه‌های قضایی به گیرنده به‌وسیلۀ مٲمور،
    (اسم) (حقوق) [مجاز] ابلاغیه،
  • ابلاغ (فرهنگ فارسی هوشیار): ‎ فرگفت، پیامرسانی، فرمانرسانی، رساندن (مصدر) رسانیدن (نامه یا پیام) ایصال جمع: ابلاغات، رساندن اوراق قضائی بوسیله ما ء مور مخصوص به اشخاصی که در آن اوراق قید شده است. یا ابلاغ حکم. رساندن حکم دادگاه است به محکوم علیه بصورت قانونی. یا ابلاغ دادنامه. رسانیدن حکم برو ء یت اصحاب دعوی یا قایم مقام قانونی آنان بصورت قانونی. ...ادامه مطلب...
  • ابلاغ (فرهنگ فارسی آزاد): اِبْلاغ، رسانیدن،