معنی ادغام

ادغام

ادغام

  • (26 اردیبهشت 1399) پیشنهاد توسط: مارالmaral میکس

  • (03 خرداد 1399) پیشنهاد توسط: 1460998952 درهم،ممزوج

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی ادغام در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • ادغام (فرهنگ معین): در هم فشردن و فرو بردن دو چیز، حرفی را در حرف دیگر آمیختن. [خوانش: (اِ) [ع.] (مص م.)]
  • ادغام‌ (فارسی به انگلیسی): Amalgamation, Coalescence, Coalition, Consolidation, Integration, Marriage, Merger
  • ادغام (لغت نامه دهخدا): ادغام. [اِ] (ع مص) فراگرفتن: اِدغام ِ حرّ یا برد کسی را؛ فراگرفتن سرما یا گرما او را. || لقمه را نخائیده فروبردن از ترس اینکه دیگران در طعام بر وی سبقت گیرند. خوردن چیزی بی جاویدن. (غیاث). || درآوردن لجام را در دهان اسب. لگام در دهن اسب زدن. لگام در دهان اسب کردن. (زوزنی). || سیاه کردن روی کسی را: اَدغَمه اﷲ؛ سیاه کناد ...ادامه مطلب...
  • ادغام (فارسی به عربی): ادغام، اندماج، بیضوی
  • ادغام (عربی به فارسی): ادغام , اتحاد دو صوت , صدای ترکیبی , مصوت مرکب
  • ادغام (فرهنگ عمید): درآمیختن چیزی در چیزی، در هم کردن،
    (زبان‌شناسی) ترکیب کردن دو حرف هم‌مخرج و به‌صورت مشدد درآوردن آن، مانندِ «بتّر» که در اصل «بدتر» بوده، و «تا» و «دال» را در هم ادغام کرده‌اند،
  • ادغام (فرهنگ واژه‌های فارسی سره): یکپارچه کردن، یکی کردن
  • ادغام (فرهنگ فارسی هوشیار): در هم شدن، مدغم، در بردن حرفی درحرفی
  • ادغام (فرهنگ فارسی آزاد): اِدْغام، در هم کردن، داخل یکدیگر نمودن دو چیز،
  • ادغام (فارسی به آلمانی): Umlaut [noun]