معنی اندوهگین

اندوهگین

اندوهگین

  • (04 آذر 1398) پیشنهاد توسط: abouzar غمبار

  • (21 آبان 1398) پیشنهاد توسط: Farzaneh56 حزن آلود

  • (23 آبان 1398) پیشنهاد توسط: joosijimarjonoob حزن آلود

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی اندوهگین در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • اندوهگین (فرهنگ معین): (اَ) (ص مر.) غمگین، غصه دار.
  • اندوهگین‌ (فارسی به انگلیسی): Dejected, Despondent, Disconsolate, Dolorous, Grief-Stricken, Melancholic, Melancholy, Mournful, Sad, Sick, Sorrowful, Wistful, Woeful
  • اندوهگین (لغت نامه دهخدا): اندوهگین. [اَ] (ص مرکب) غمگین. غمناک. ملول. (ازآنندراج). دژم. پژمان. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). حزین. (دهار). دارای اندوه و غم و غمگین و محزون. (ناظم الاطباء). بتیمار. غمین. غمنده. انده گن. اندوهگن. مغموم. محزون. سادم. اسوان. مهموم. اسیف. شجی. (یادداشت مؤلف). مقسم. مکدوه. کمید. کامد. کئب. کئیب.مأکوم. (از منتهی الا ...ادامه مطلب...
  • اندوهگین (فارسی به عربی): جنائزی
  • اندوهگین (فرهنگ عمید): غمگین، غمناک، اندوهناک، غصه‌دار، دلتنگ،
  • اندوهگین‬ (فارسی به ترکی): üzgün
  • اندوهگین (حل جدول): متلهف
  • اندوهگین (مترادف و متضاد زبان فارسی): آزرده، افسرده، اندوهناک، حزین، دلتنگ، غصه‌دار، غمزده، غمگین، غمناک، غمین، متاثر، متالم، متلهف، محزون، مغموم، ملول، ناشاد، نامسرور،
    (متضاد) مسرور
  • اندوهگین (فرهنگ فارسی هوشیار): غمگین، ملول، غمناک، محزون، دل گرفته، غمنده
  • اندوهگین (فارسی به ایتالیایی): addolorato