معنی بیماری

بیماری

بیماری

  • (22 دی 1398) پیشنهاد توسط: مجتمع کسالت

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی بیماری در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • بیماری (تعبیر خواب): اگر کسی در خواب بیند که بیمار است، دلیل که دین او به فساد است و گفتار او را مردم به نفاق است و بعضی گویند که در آن سال بمیرد. اگر بینداز بیماری تندرست شده است و در خانه خویش نبود و با کس سخن نمی گفت، دلیل که بیماری بر وی دراز شود و برخطر بوده باشد که بمیرد، امااگر بیند که با مردمان مجالست می کرد و سخن می گفت، دلیل که ز ...ادامه مطلب...
  • بیماری‌ (فارسی به انگلیسی): Affection, Complaint, Disease, Disorder, Ill, Illness, Malady, Patho-, Sickness
  • بیماری (لغت نامه دهخدا): بیماری. (حامص، اِ) رنجوری، و با لفظ پیچیدن ودادن مستعمل است. (آنندراج). مرض و ناخوشی و رنجوری و ناتندرستی. (ناظم الاطباء). ناتندرستی. ناخوشی. آزار. انحراف مزاج بر اثر تغییر وضع ساختمان یا عمل انساج. (دائره المعارف فارسی). نالانی. رنجوری. رنج. درد. علت. ناخوشی. دردمندی. سقم. سقام. ناتندرستی. مقابل تندرستی و صحه. ظبظاب. ...ادامه مطلب...
  • بیماری (فارسی به عربی): داء، مرض
  • بیماری (فرهنگ عمید): رنجوری، ناخوشی، مرض،
    * بیماری ارثی: (پزشکی) هریک از بیماری‌هایی که به‌وسیلۀ پدرومادر یا اجداد به فرد منتقل می‌شود،
    * بیماری‌های زُهرَوی: (پزشکی) بیماری‌های مقاربتی، از قبیل سوزاک و سیفلیس،
    * بیماری عفونی: (پزشکی) مرضی که به‌واسطۀ میکروب مخصوص عارض می‌شود و با تماس مستقیم یا غیر مستقیم قابل انتقال ب ...ادامه مطلب...
  • بیماری‬ (فارسی به ترکی): hastalık
  • بیماری (حل جدول): دا

    سقم، مرض، دا، ناخوشی

    سقامت

    سقم

    مرض

    ناخوشی

    ‌عارضه

    سقامت، سقم، دا

  • بیماری (مترادف و متضاد زبان فارسی): درد، دردمندی، رنجوری، عارضه، علت، علیلی، کسالت، مرض، مریضی، ناخوشی،
    (متضاد) سلامت، صحت
  • بیماری (فرهنگ فارسی هوشیار): ناتندرستی ناخوشی مرض.
  • بیماری (فارسی به ایتالیایی): malattia
  • بیماری (فارسی به آلمانی): Erkrankung (f), Krankheit (f)