معنی لغت حکمران در بانک جدولیاب | جدول یاب



حکمران

حکمران

  • (08 فروردین 1398) پیشنهاد توسط: حمیدنجفی حاکم، فرمانروا
  • (18 فروردین 1398) پیشنهاد توسط: حمیدنجفی فرمانفرما، امیر

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید


معنی این واژه در بانک های دیگر
  • حکمران (فرهنگ معین): (حُ) [ ع - فا. ] (ص فا.) حاکم ، والی .
  • حکمران‌ (فارسی به انگلیسی): arch _,governor,master,prince,ruler
  • حکمران (لغت نامه دهخدا): حکمران . [ ح ُ ] (نف مرکب ) آنکه امر و فرمان او مجری شود. فرمانده . فرمانفرما.
  • حکمران (فارسی به عربی): حاکم
  • حکمران (فرهنگ فارسی هوشیار): فرمانروا فرمانران ويچارگر
    (صفت) حاکم والي فرمانروا .
  • حکمران (فارسی به آلمانی): Herrscher (m),Lineal (n)