معنی لغت خورشید | جدول یاب

خورشید

خورشید

  • (05 دی 1396) پیشنهاد توسط: خدای غم هلیا
  • (24 تیر 1397) پیشنهاد توسط: h.o هلیا
  • (01 بهمن 1397) پیشنهاد توسط: mehr.mrty هلیا
  • (05 اسفند 1397) پیشنهاد توسط: حمیدنجفی مهر

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • خورشید (فرهنگ معین): (خُ) [ په . ] (اِ.) 1 - ستاره ای که سیارات منظومة شمسی به گرد آن می چرخند. 2 - هر ستاره ای که مرکز یکی از منظومه ها باشد.
  • خورشید (نام های ایرانی): دخترانه، درخشنده آفتاب , معشوقه جمشيد درداستان جمشيد و خورشيد - كره سوزان، درخشان، و گازي اي كه زمين و ساير سياره هاي منظومه شمسي حول آن مي گردند و نور،گرما، و انرژي منظومه شمسي از آن است ، آفتاب، از شخصيتهاي شاهنامه، نام پسر خراد از سردارانخسروپرويز پادشاه ساسا
  • خورشید (فارسی به انگلیسی): sol,sun
  • خورشید (لغت نامه دهخدا): خورشید. [ خوَرْ / خُرْ ] (اِ) (از: خور+ شید) خور. مهر. هور. شمس . شارق . بیضاء. شید. (مهذب الاسماء).روز. غزاله . (یادداشت بخط مؤلف ). ستاره ای که جاذبه ٔ گرانشی آن اجرام منظومه ٔ شمسی را بر مداراتشان نگاه میدارد. نزدیکترین ثوابت است به زمین و با وجود عظمت نسبی آن نسبت به اجرام منظومه ٔ شمسی در مقام مقایسه با سایر ستار ...ادامه مطلب...
  • خورشید (فارسی به عربی): شمس
  • خورشید (فرهنگ عمید):
    ۱. (نجوم) کره‌ای سوزان و گازی که زمین و سیارات دیگر منظومۀ شمسی دور آن می‌گردند و از آن کسب نور و حرارت می‌کنند.
    ۲. [مجاز] آفتاب.
  • خورشید‬ (فارسی به ترکی): güneş
  • خورشید (حل جدول): مرکز انرژی منظومه شمسی
  • خورشید (مترادف و متضاد زبان فارسی): آفتاب، خور، روز، شمس، شید، مهر، هور & قمر، ماه
  • خورشید (فرهنگ فارسی هوشیار): شمس، مهر، خور،
    يکي از ثوابت که زمين و سيارات ديگر دور آن
    ميگردند و از آن کسب نور ميکنند
  • خورشید (فرهنگ پهلوی): هور، هور شید
  • خورشید (فارسی به آلمانی): Sonne (f)
سوپر تخفیف مارکت
پرفروشترین کتابهای ۹۸
کتاب ملت عشق
کتاب بیشعوری
کتاب هنر شفاف اندیشیدن
کتاب دختری که رهایش کردی
پیشنهاد شگفت انگیز
گوشی موبایل هوآوی مدل Y7 Prime 2019
لوازم جانبی خودرو