معنی زحل

زحل

زحل

  • (02 آذر 1399) پیشنهاد توسط: ALIREZA3866 ساتورن

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی زحل در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • زحل (فرهنگ معین): (زُ حَ) [ع.] (اِ.) کیوان، ششمین سیاره از سیارات منظومه شمسی، دارای حلقه ای نورانی و زیبا. حرکت وضعی اش ده ساعت و چهارده دقیقه و حرکت انتقالی اش بیست و نه سال و نیم می باشد، در نجوم قدیم جزء ستارگان نَحس به شمار می آمد.
  • زحل (لغت نامه دهخدا): زحل. [زَ] (ع مص) مانده شدن. (منتهی الارب) (از محیط المحیط) (ازاقرب الموارد) (از متن اللغه). || دور گشتن از جای خود. (منتهی الارب) (از المعجم الوسیط). کلمه ٔزحل در اصل بمعنی دور گشتن و دوری گزیدن است. (از مقاییس اللغه ج 3 ص 49). یکسو شدن از جایگاه خود. (از المعجم الوسیط) (از اقرب الموارد). در حدیث ابوموسی آمده: «فلما اق ...ادامه مطلب...
  • زحل (فرهنگ عمید): (نجوم) ششمین سیارۀ منظومۀ شمسی، کیوان. δ منجمان قدیم آن‌ را نحس اکبر می‌دانستند،
    (صفت) [عامیانه، مجاز] نیرنگ‌باز، زرنگ،
  • زحل (فرهنگ واژه‌های فارسی سره): کیوان
  • زحل (حل جدول): کیوان
  • زحل (فرهنگ فارسی هوشیار): نام یکی از سیارگان است و از دوری و بلندی نسبت بزمین دارد زحل نام گرفته است
  • زحل (فرهنگ فارسی آزاد): زُحَل (کیوان)، Saturn دومین ستاره از لحاظ بزرگی در منظومه شمسی است که حجمش بیش از هفتصد برابر کره زمین است و ده ماهواره طبیعی بگرد خویش دارد و هر حرکت انتقالی آن قریب 30 سال طول می کشد