معنی سربند

سربند

سربند

  • (15 دی 1398) پیشنهاد توسط: Mozh_banoo چفیه، چپیه

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی سربند در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • سربند (فرهنگ معین): روسری زنان، شال و دستار مردانه، آن چه سر را با آن ببندند. [خوانش: (~. بَ) (اِمر.)]
  • سربند (فارسی به انگلیسی): Coronet, Headband
  • سربند (لغت نامه دهخدا): سربند. [س َ ب َ] (اِ مرکب) پنبه یا جامه و یا چوبی که بر دهانه ٔ شیشه فروبرند تا مظروف از ریختن و تباهی مصون ماند. آنچه بر سرظرفی چرمین یا از شیشه و غیره بندند از جامه و چرم و غیره. (یادداشت مؤلف). || اختیار (؟) وآگاهی راز. || کوچه بند. (غیاث) (آنندراج). || عصابه که زنان بر سر بندند. (آنندراج). عصابه. (ربنجنی) (دهار). ...ادامه مطلب...
  • سربند (فرهنگ عمید): آنچه به‌ سر ببندند،
    روسری زنان،
    شال و دستار که مردان به سر ببندند،
    آنچه با آن سر چیزی را ببندند،
    [عامیانه، مجاز] موقع، هنگام،
  • سربند (حل جدول): عمامه
  • سربند (گویش مازندرانی): پارچه ای بلند و مستطیل شکل که زنان پس از بستن روسری به دور...
  • سربند (فرهنگ فارسی هوشیار): وقت، هنگام