معنی سمن

سمن

سمن

  • (02 آذر 1399) پیشنهاد توسط: سیدرضا عزیزی نام اختصاری سازمان های مردم نهاد

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی سمن در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • سمن (فرهنگ معین): (س مَ) [ع.] (اِمص.) فربهی، چاقی.
  • سمن (نام های ایرانی): دخترانه، یاسمن، رازقی، یاسمن
  • سمن (لغت نامه دهخدا): سمن. [س َ م َ] (اِ) گل سه برگ را گویند، یعنی گیاهی و رستنیی هست که آنرا سه برگه میگویند. گل آن است و آن مدور وصدبرگ و یاسمنی رنگ میباشد. و بعضی گویند گلی باشد پنج برگ و سفید و خوشبوی که آنرا و شیر خوانند. (برهان). گل سفید خوشبو که سه برگ دارد. بعضی بسرخی مایل باشد. (فرهنگ رشیدی). نام گلی است سپید و خوشبوی. (صحاح الفرس) ...ادامه مطلب...
  • سمن (عربی به فارسی): کف , حباب , چربی بالن وسایرپستانداران دریایی , چاق شدن , چربی اوردن , هایهای گریستن , باصدا گریستن , الچروبه , بلدرچین , وشم , بدبده , شانه خالی کردن , از میدان دررفتن , ترسیدن , مردن , پژمرده شدن , لرزیدن , بی اثر بودن , دلمه شدن
  • سمن (فرهنگ عمید): یاسمین
  • سمن (حل جدول): چاق وفربه، چاقی
  • سمن (مترادف و متضاد زبان فارسی): یاسمن، یاسمین، شبدر
  • سمن (گویش مازندرانی): اسب زرد، سیمان
  • سمن (فرهنگ فارسی هوشیار): فربهی، چاقی
  • سمن (فرهنگ پهلوی): نام گلی است، یاسمین