معنی نابود شدن

نابود شدن

نابود شدن

  • (12 دی 1396) پیشنهاد توسط: محمّد کیاناجو پوکیدن

  • (17 دی 1398) پیشنهاد توسط: Dr. L. K. B ورافتادن

  • (18 اسفند 1398) پیشنهاد توسط: hn انهدام-ازبین رفتن-فناشدن-

  • (25 اردیبهشت 1399) پیشنهاد توسط: علی رجایی زهوق-هلاکت-عدم

  • (25 اردیبهشت 1399) پیشنهاد توسط: a1rzm1 محوشدن .بطلان.نیستی .نیست شدن.فنا .

  • (26 اردیبهشت 1399) پیشنهاد توسط: علی رجایی زوال-تباهی-مرگ

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی نابود شدن در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • نابود شدن‌ (فارسی به انگلیسی): Die, Disappear, Lose, Perish
  • نابود شدن (لغت نامه دهخدا): نابود شدن. [ش ُ دَ] (مص مرکب) نیست شدن. ناپیدا شدن. (ناظم الاطباء). نابود گردیدن. فنا شدن. معدوم شدن. مضمحل گشتن. هلاک شدن. نیست گردیدن. فانی شدن. از بین رفتن. تفانی. زهوق. انقضاء. منقضی شدن. عدم شدن:
    گم شد و نابود شد از فضل حق
    بر مهم دشمن شما را شد سبق.
    مولوی.
  • نابود شدن (فارسی به عربی): اذهب
  • نابود شدن (حل جدول): انقراض
  • نابود شدن (فارسی به آلمانی): Fahren, Gehen, Gehen, Laufen, Reisen