معنی ناسازگاری

ناسازگاری

ناسازگاری

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی ناسازگاری در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • ناسازگاری‌ (فارسی به انگلیسی): Clash, Conflict, Discord, Dissonance, Friction, Incompatibility, Incongruity, Maladjustment, Misunderstanding, Temper, Variance
  • ناسازگاری (لغت نامه دهخدا): ناسازگاری. (حامص مرکب) ناسازواری. بدسلوکی. بدرفتاری. سازگاری نکردن. نساختن. سازگاری نداشتن:
    جوانی ز ناسازگاری جفت
    بر پیرمردی بنالید و گفت.
    سعدی.
    چو دیدندش برفتن استواری
    در آن ناسازگاری سازگاری.
    وحشی.
    ز دلبر گویم و ناسازگاریش
    هم از دل گویم و افغان و زاریش.
    وصال.< ...ادامه مطلب...
  • ناسازگاری (فارسی به عربی): ازعاج، تضارب، تنافر، خلاف، عناد، کراهیه، کره، نزاع
  • ناسازگاری (فرهنگ عمید): ناهماهنگی، مخالفت،
  • ناسازگاری‬ (فارسی به ترکی): geçimsizlik
  • ناسازگاری (حل جدول): مغایرت
  • ناسازگاری (مترادف و متضاد زبان فارسی): عدم‌تجانس، عدم‌تفاهم، عدم‌سازش، ناسازش، ناسازواری، ناهمگونی، اختلاف، تباین، مغایرت، منافات، دورویی، نفاق،
    (متضاد) سازگاری
  • ناسازگاری (فرهنگ فارسی هوشیار): ‎ عدم موافقت. ‎، مضربودن ناگواری، ناهماهنگی ناموزونی، ناشایستگی (سخن) ناپسندی. -5 عدم لیاقت. ‎ -6 قانع نبودن ناخرسندی