معنی همگی

همگی

همگی

  • (01 بهمن 1396) پیشنهاد توسط: محمّد کیاناجو قاطبه

  • (10 مرداد 1397) پیشنهاد توسط: sabur یکجا

  • (11 مرداد 1399) پیشنهاد توسط: alahdadiane یکجا

  • (11 مرداد 1399) پیشنهاد توسط: s.saeednia5637 کلا

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی همگی در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • همگی (فرهنگ معین): (هَ مِ) (حامص.) کلیت، تمامی.
  • همگی‌ (فارسی به انگلیسی): All, Altogether, En Bloc, En Masse, Entirely
  • همگی (لغت نامه دهخدا): همگی. [هََ م َ / م ِ] (ضمیر مبهم، ق) تمامی و همه. (از غیاث). جملگی. کلاً. یکسر. یکسره. (یادداشت مؤلف): جبرئیل بیامد و پری بزد قصر ملک و همه ٔ حشم را بر زمین فروبرد و همگی هلاک شدند. (قصص الانبیاء).
    خیز نظامی نه گه خفتن است
    وقت به ترک همگی گفتن است.
    نظامی.
    شاه بدان صید چنان صید شد
    که ش هم ...ادامه مطلب...
  • همگی (فارسی به عربی): بشکل عام، کل
  • همگی (فرهنگ عمید): همه،
    به‌تمامی، جملگی، کلی،
    تمامِ یک چیز، کل،
  • همگی (حل جدول): کلی
  • همگی (مترادف و متضاد زبان فارسی): تمام، همگنان، همه
  • همگی (فرهنگ فارسی هوشیار): جملگی، کلاً، یکسر، یکسره، تمامی و همه
  • همگی (فارسی به آلمانی): Alle, Allem, Allen, Aller, Alles, Alles [noun], Ganz, Ganze, Zusammen; gaenzlich (wholly)