معنی پست

پست

پست

  • (08 دی 1397) پیشنهاد توسط: taha22 دون

  • (26 دی 1396) پیشنهاد توسط: samir زبون

  • (10 اسفند 1397) پیشنهاد توسط: حمیدنجفی ناکس، نالوطی، پائین

  • (19 اسفند 1397) پیشنهاد توسط: حمیدنجفی خوار، ذلیل، دنی

  • (12 اسفند 1398) پیشنهاد توسط: Hiwa لییم

  • (12 اسفند 1398) پیشنهاد توسط: hn رذل، شرور، حقیر

  • (16 فروردین 1399) پیشنهاد توسط: الماسی دنی رذل ذلیل ناکس حقیر دون

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی پست در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • پست (فرهنگ معین): (پُ) (اِ.) مخفف پوست، جلد.
  • پست‌ (فارسی به انگلیسی): Abject, Bastard, Base, Cheap-Jack, Coarse, Common, Crummy, Dirty, Effete, Gross, Post, Ignoble, Inferior, Insignificant, Shabby, Low, Low-Grade, Mail, Mangy, Matter, Menial, Mingy, Miserable, Pelting, Raffish, Scapegrace, Schlocky, Scrubby, Second-Class, Second-Rate, Servile, Shitty, Sh
  • پست (لغت نامه دهخدا): پست. [پ َ] (ص) مقابل بالا. پائین. تحت. سفل. زیر. مقابل بالا و روی. مقابل علو و فوق:
    بیامد چو گودرز را دید، دست
    بکش کرد وسر پیش بنهاد پست.
    فردوسی.
    بکش کرده دست و سرافکنده پست
    همی رفت تا جایگاه نشست.
    فردوسی.
    پراندیشه بنشست بر سان مست
    بکش کرده دست و سرافکنده پست.
    ف ...ادامه مطلب...
  • پست (فارسی به عربی): ارض مشاعه، اهانه، برید، تابع، تعش، حقیر، خادم، دنیی، رخیص، ردیء، سیی السمعه، شرس، صغیر، فاجر، فظ، فقیر، قلیلا، متواضع، مستوی واطی، مشاکس، منحط، نذل
  • پست (فرهنگ عمید): آرد،
    آرد بوداده، آرد گندم یا جو یا نخود بریان‌کرده: منم روی از جهان در گوشه کرده / کفی پست جوین ره توشه کرده (نظامی۲: ۱۰۷)،
    پوست گندم و جو، سبوس، سپوسه،
  • پست‬ (فارسی به ترکی): alçak
  • پست (حل جدول): فرومایه، اداره نامه رسانی
  • پست (گویش مازندرانی): آرد بریان شده
  • پست (فرهنگ فارسی هوشیار): پایین، تحت، زیر، کوتاه
  • پست (فارسی به ایتالیایی): posta
  • پست (فارسی به آلمانی): Absenden, Anschlagen, Erniedrigt, Kriechend, Niedrig, Pfahl (m), Pfosten, Post (f), Posten, Unterw.rfig, Unterwu.rfig, Vera.chtlich [adjective], Verworfen, Abstempeln, Achter (prp.), Arm, Aufgeben, Bäumen, Bescheiden, Briefmarke (f), Briefpost (f), Demütig, Fem. [noun], Gepräge (f), Geringere, Hintere, Klein, Mangelhaf ...ادامه مطلب...