خلاصه داستان قسمت ۱۰ سریال ترکی آقای اشتباه + عکس
در این مطلب از سایت جدولیاب می توانید شاهد خلاصه داستان قسمت ۱۰ سریال ترکی آقای اشتباه باشید، با ما همراه باشید. سریال ترکی آقای اشتباه یک سریال تلویزیونی موفق و پربینندهی کمدی – عاشقانه محصول سال ۲۰۲۰ کشور ترکیه است. بازیگران این سریال عبارتند از؛ جان یامان در نقش اوزگور آتاسوی، اوزگه گورل در نقش ازگی اینال، گورگن اوز در نقش لونت یازمان، فاطما توپتاش در نقش جانسو آکمان، سوات سونگور در نقش اونال ییلماز، لاله بشار در نقش سویم آتاسوی، جمره گوملی در نقش دنیز کوپاران، سرکای توتونچو (اوزان دینچر)، سارپ جان کورواغلو در نقش سردار اوزتورک، تایگون سونگار در نقش سونر سچکین، فری بایجو گولر در نقش نوین ییلماز، اجه ایرتم در نقش گیزم سزر، امره ارن در نقش آنیل چلیک، کیمیا گوکچه آیتاچ در نقش ایرم دوآن.
خلاصه داستان قسمت ۱۰ سریال ترکی آقای اشتباه
اوزگور وقتی همراه ازگی داخل آب هستند، به او نزدیک و نزدیکتر می شود. ازگی هم فوری وا می دهد و چشمانش را می بندد، اوزگور عقب می کشد و می گوید: «دقیقا از همین حرف میزنم! تو خیلی زود وا میدی! یکم ازت تعریف کنن تمومه! » ازگی عصبانی می شود و فورا داخل قایق برمی گردد. از طرفی جانسو و دنیز از اوزان می پرسند که ازگی به چه کسی به مسافرت رفته و اوزان می گوید دوستش اوزگور همراه همسایه اش ازگی با هم به عروسی خواهر اوزگور رفته اند! جانسو و دنیز شوکه می شوند و از اینکه ازگی چیزی به انها نگفته ناراحت می شوند. اوزان هم توضیح می دهد که همه ی اینها ظاهری است و فقط ازگی قرار است برای چند روز نقش دوست دختر اوزگور را بازی بکند. جانسو هم تصمیم می گیرد دوباره به ازگی زنگ بزند. همان موقع ازگی وقتی تماس های بی پاسخ گوشی اش را می بیند حدس می زند که حتما دخترها چیزی فهمیده اند و ناراحت می شود. او به ناچار جواب جانسو را می دهد و جانسو بی مقدمه می گوید: «میدونیم که با اوزگور رفتی گوجک! راستشو بگو قضیه چیه؟! »
ازگی که نمیداند جواب او را چه بدهد، هول می کند و به دروغ می گوید که آنتن ندارد و بعد گوشی اش را خاموش می کند. ازگی از شدت عصبانیت، اوزگور را مقصر همه چیز میداند و بدون اینکه بفهمد چه کار می کند، کلید کشتی را با عصبانیت داخل دریا می اندازد. اوزگور سعی می کند عصبانیت خودش را کنترل بکند و بعد به سمت بیسیم می رود تا با کسی ارتباط برقرار بکند. ازگی هم هیجان زده جلو می رود تا با شخص ان طرف بی سیم صحبت بکند اما دستش به قهوه ی روی میز می افتد و قهوه روی بیسیم می ریزد و آن را می سوزاند. اوزگور با عصبانیت به ازگی خیره می شود و او را به خاطر دست و پا چلفتی بودنش سرزنش می کند. ازگی حسابی شرمنده می شود اما خودش را نمی بازد و با عصبانیت با اوزگور بحث می کند و حواسش پرت می شود و پایش روی قلاب ماهیگیری می رود و زخمی می شود. اوزگور با اینکه از دست او عصبانی است به سمتش می رود و زخم او را پانسمان می کند. اوزان هم به دخترها قول می دهد که هر خبری شد به انها بگوید و خودش هم تصمیم می گیرد به گوجک برود. دخترها هم به محض بیرون امدن از کافه، با خود فکر می کنند بهتر است انها هم به گوجک و دنبال ازگی بروند. سویم حسابی نگران حال پسرش و ازگی شده و از اینکه خبری از انها ندارد حالش بد است. داماد او کرم و ابرو سعی می کنند سویم را آرام بکنند اما سومی منتظر خبری از اوزگور است تا آرام بشود. ازگی و اوزگور سوار قایق بادی کشتی می شوند تا به سمت ساحل بروند و کمکی پیدا بکنند. اما وسط راه گم می شوند و شبانه به جزیره ای می رسند که داخل آن کلبه هم هست. هردو به سمت کلبه می روند تا راه چاره ای پیدا بکنند.