خلاصه داستان قسمت ۱۷ سریال نیکان از شبکه سه سیما + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۱۷ سریال نیکان را مطالعه می کنید. با ما همراه باشید. سریال‌ نیکان ملودرامی اجتماعی در ۳۰ قسمت به کارگردانی علی سراهنگ و تهیه‌کنندگی کامران مجیدی محصول جدید مرکز سیمافیلم است که از ۱۲ خرداد ماه پخش خودش را از شبکه سه سیما آغاز کرده است. این سریال هر شب ساعت ۲۰:۳۰ بروی آنتن شبکه سه می رود و تکرار آن ۰۰:۰۰ بامداد، ۰۹:۳۰ صبح و ۱۴:۱۰ ظهر می باشد.

قسمت ۱۷ سریال نیکان
قسمت ۱۷ سریال نیکان

خلاصه داستان قسمت ۱۷ سریال نیکان

سر کلاس بچه ها در حال طراحی هستن که استاد میاد و به نیکان میگه خیلی خوبه همینجوری پیش بری با طرحی موافقت میشه غزل به او حسادت میکنه و بعد از کلاس بهش میگه  مامان و بابات از آلمان اومدن؟ از کی تاحالا زندان آلمانه! نیکان باهاش میخواد دعوا کنه که حدیث جلوشو میگیره و اونارو از هم جدا میکنه. نیکان میره به صورتش آب بزنه که یکی میاد و بهش میگه از اون قاب گوشیش میخوام میشه بگی واسم درست کنه؟ نیکان میگه من خودم درست میکنم به بچه ها بگو هرکی خواست به خودم پیام بده. حدیث و حسام با نیکان میرن باهم غذا میخورن حدیث میخواد درباره یه ایمیل به نیکان بگه که حسام میگه جمعه که اومد باهاش حرف میزنیم فعلا وقتش نیست سپس اونو به مزون میرسونن حدیث ازش میپرسه چرا نزاشتی به نیکان بگم؟ حسام میگه تو این اوضاعشون چی میخوای بگی؟ بگی واسه ورودی جشنواره ۳۰۰ دلار باید بدی؟ حدیث میگه خوب آخه الان خودمونم اوضاعمون خوب نیست حسام میگه یه کاریش میکنم. نیکان به مزون میره و به مهرانفر میگه من برم دکورم جمع کنم؟ او میگه فعلا اونو ول کن برو پیش صدرا. نیکان پیش صدرا میره که میبینه راضی شده بیاد تو حال طبقه پایین بشینه. نیکان درباره دکور باهاش حرف میزنه و عکسارو بهش نشون میده سپس گلگی میکنه که مادرش گفته خرابش کنم صدرا میگه قشنگه مگه قبول نداری قشنگه؟

نیکان تایید میکنه که صدرا میگه پس واسش بجنگ. آنها باهمدیگه به مزون میرن که هستی با دیدن صدرا که اومده اونجا جا میخوره سپس درباره دکور حرف میزنن هستی قبول میکنه که یه مدت بمونه نیکان خوشحال میشه و میگه دیدین موفق شدم! هستی ازشون میخواد برن بالا تا یه چای بخورن اما صدرا میگه خسته ام حال ندارم واسه همین از اونجا میرن. نیکان با صدرا و پرستاری بیرون به کافه میرن و شروع میکنن به گشتن و تو کافه شیرینی و چای خوردن سپس به خانه میرن. نیکان موقع رفتن جعبه موزیکال صدرا را برمیداره  و میگه میتونم یه سوال بپرسم ناراحت نمیشی؟ صدرا میگه بستگی داره چی باشه! نیکان میگه شما خودتون نامزدتونو نخواستین دیگه یا برای صلاح خودش این کارو کردین؟ صدرا چیزی نمیگه که نیکان میخواد بره صدرا بهش میگه بیشتر میخوام بشنوم موسیقیو نیکان جعبه را کوک میکنه. شب نیکان به کمک مامان پری غذا درست میکنه و درباره پول کلیه اون بچه باهم حرف میزنن مامان پری میگه از مهتاب میگیرم نیکان میگه بازم میرم مغازه دایی منو بیرون میندازه بازم میرم ولی از اون مهتاب چیزی نمیخوام دیگه!

شب جهان وقتی به خونه میره پنهانی تلفن حرف میزنه و به تراب میگه واست یه آدرس میفرستم بیا اینجا. مهتاب متوجه میشه و وقتی تراب به اونجا میاد و جهان میره پیشش از آیفون صداشونو میشنوه و به جهان و کارهاش مشکوک میشه. فردای آن روز دایی نیکان به خونه میاد و به مامان پری میگه که میخواد اینجارو بخره تا پسرش بیاد اینجا زندگی کنه آنها بعد از کمی از گذشته حرف زدن باهمدیگه دوباره خوب میشن و همدیگرو حلال میکنن و قرار میشه که دونگ خونه را از مامان پری بخره و بهش میگه این پسر آخر ماه عروسیشه تا اون موقع یه جاییو پیدا کنین دیگه که بیاد اینجا زندگی کنه نیکان که رفته بود نون بگیره وقتی میاد ماجرارو میفهمه خوشحال میشه و ازش تشکر میکنه. مهتاب شماره تراب را از تو گوشی جهان برداشته و باهاش قرار میزاره…..

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال نیکان از شبکه سه سیما

۰ ۰ آرا
امتیازدهی به مقاله

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest

0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
دکمه بازگشت به بالا