معنی ادیان

ادیان
معادل ابجد

ادیان در معادل ابجد

ادیان
  • 66
حل جدول

ادیان در حل جدول

  • آیینها، مذاهب، دین ها
فرهنگ معین

ادیان در فرهنگ معین

  • (اَ) [ع.] (اِ.) جِ دین، کیش ها، آیین ها.
لغت نامه دهخدا

ادیان در لغت نامه دهخدا

  • ادیان. [اَدْ] (ع اِ) ج ِ دین. (دهّار) (غیاث). کیشها: الادیان سته، واحده للرحمن و خمسه للشیطان. صواب من آنست که بر مواظبت و ملازمت اعمال خیر که زبده ٔ همه ٔ ادیانست اقتصار نمایم. (کلیله و دمنه).
    - علم الأدیان، دانش شناختن دینها:
    پیغمبر گفت علم علمان
    علم الأبدان علم الأدیان. توضیح بیشتر ...
  • ادیان. [اَدْ] (اِ) چاروای فربه دونده. (لغت نامه ٔ حافظ اوبهی). چارپای دونده. (برهان قاطع). چارپای دونده را که فربه باشد گویند. ادیون. (جهانگیری). توضیح بیشتر ...
  • ادیان. [اِدْ دیا] (ع مص) وام گرفتن. (منتهی الارب). وام خواستن. (تاج المصادر بیهقی). || خریدن به وام. (منتهی الارب). به وام خریدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). || فروختن به وام. (از اضداد است). (منتهی الارب). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

ادیان در فرهنگ عمید

فرهنگ فارسی هوشیار

ادیان در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید