معنی ایم

ایم
معادل ابجد

ایم در معادل ابجد

ایم
  • 51
حل جدول

ایم در حل جدول

  • مرد همسر از دست داده
  • مرد بی زن
لغت نامه دهخدا

ایم در لغت نامه دهخدا

  • ایم. [اَ] (ع اِ) مار. افعی را هم گفته اند. (اقرب الموارد). مارسفید. (غیاث اللغات). مارسپید باریک. ج، اَیّوم. (ناظم الاطباء). صاحب متن اللغه آرد: اَیُم و اَیِّم مار سپید و لطیف و تعمیم دارد بر جمیع مارهای نر وماده. ج، ایوم. (متن اللغه ج 1 ص 226). و رجوع به اَیِّم و تاج العروس ج 8 ص 196 و شرح قاموس ص 925 شود. توضیح بیشتر ...
  • ایم. (اِ) مردی را گویند که زنش مرده باشد. (برهان) (ناظم الاطباء). و رجوع به ماده ٔ بعد شود. توضیح بیشتر ...
  • ایم. [اَی ْ ی ِ] (ع اِ) زن بی شوهر، بکر باشد یا ثیب. ج، ایائم و ایامی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). بیوه زن. (مهذب الاسماء). زن بی شوی. بیوه. زنی است که نیست از برای او شوهر، خواه باکره و دوشیزه باشد و خواه بیوه. ج، ایایم و ایامی. (شرح قاموس فارسی). || مرد بی زن کدخدا شده باشد یا نه. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). مرد بی زن. (فرهنگ فارسی معین). مردی است که نیست ازبرای او زن. (شرح قاموس فارسی). توضیح بیشتر ...
  • ایم. (ضمیر) ضمیر متصل یعنی ما. (ناظم الاطباء). ضمیرشخصی متصل فاعلی است و در دو مورد بکار رود: 1- پس از وجه وصفی (صفت مفعولی) مانند رفته ایم. زنده ایم. 2- بصورت مبدل، «ییم » در کلمات مختوم به «الف » و «ی » و «و» مانند: تراایم، داناایم، بیناایم، رفتنی ایم و سخنگوایم، بجای تراییم و داناییم و بیناییم و.
    همه رفتنی ایم و گیتی سپنج
    چرا باید این درد و اندوه و رنج.
    فردوسی.
    ز خاکیم و هم خاک را زاده ایم
    به بیچارگی تن بدو داده ایم. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

ایم در فرهنگ عمید

  • مردی که زنش مرده باشد،
گویش مازندرانی

ایم در گویش مازندرانی

فرهنگ فارسی هوشیار

ایم در فرهنگ فارسی هوشیار

  • پیسه مار زن بی شوی مرد بی زن دختر مانده ‎ ضمیر شخصی متصل فاعلی اول شخص جمع: رفته ایم، فعل هستیم: استیم: زنده ایم. توضیح آنگاه که بکلمه مختوم به (‎- ه) غیر ملفوظ یا حرف مصوت پیوندد بصورت (ایم) نوشته شود: برده ایم داناایم و در غیر این صورت بشکل (‎- یم) : رفتیم خوردیم. (صفت) زن بی شوی بیوه. جمع: ایامی، مرد بی زن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی آزاد

ایم در فرهنگ فارسی آزاد

  • اَیّم، مرد یا زن بدون همسر (ازدواج نکرده یا جدا شده) (جمع: اَیامِی، اَیایم).
    َ َ. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید