معنی باقیات

باقیات
معادل ابجد

باقیات در معادل ابجد

باقیات
  • 514
حل جدول

باقیات در حل جدول

فرهنگ معین

باقیات در فرهنگ معین

  • [ع.] (ص. اِ.) جِ باقیه.، ~ صالحات عمل های نیک، کارهای نیکو.
لغت نامه دهخدا

باقیات در لغت نامه دهخدا

  • باقیات. (ع ص، اِ) ج ِ باقیه. بازمانده ها. (آنندراج). رجوع به باقیه شود.
    - باقیات الصالحات، هر عمل نیک و صالح که ثواب آن باقی بماند. (از تاج العروس) (از اقرب الموارد). عملهای صالح. همه ٔ کردارهای نیکی که در این جهان از کسی صادر میشود. (ناظم الاطباء). عمل صالح (آنندراج) (منتهی الارب):
    باقیات الصالحات آمد کریم
    رسته از صد آفت و اخطا و بیم.
    مولوی.
    || سبحان اﷲ والحمد ﷲ و لااله الااﷲ واﷲ اکبر، و نمازهای پنجگانه. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

باقیات در فرهنگ عمید

  • باقی
    * باقیاتِ صالحات: کارهای خوب و آثار خوب که از انسان باقی بماند،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

باقیات در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب