معنی برهان

برهان
معادل ابجد

برهان در معادل ابجد

برهان
  • 258
حل جدول

برهان در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

برهان در مترادف و متضاد زبان فارسی

فرهنگ معین

برهان در فرهنگ معین

  • (بُ) [ع.] (اِ.) دلیل، جهت. ج. براهین.
لغت نامه دهخدا

برهان در لغت نامه دهخدا

  • برهان. [ب َ] (اِ) خوشحالی و شعف. (ناظم الاطباء).

  • برهان. [ب ُ] (ع مص) اقامت کردن حجت. (از ناظم الاطباء). بَرْهَنه. رجوع به برهنه شود. توضیح بیشتر ...
  • برهان. [ب ُ] (ع اِ) حجت و بیان واضح. (منتهی الارب). حجت روشن. (دهار). حجت. (اقرب الموارد). دلیل قاطع، و فرق در میان برهان و دلیل آنست که دلیل عام است و برهان خاص. (غیاث) (آنندراج). ج، بَراهین. (منتهی الارب) (اقرب الموارد): یا أیها الناس قد جأکم برهان من ربکم و أنزلنا الیکم نوراًمبیناً. توضیح بیشتر ...
  • برهان. [ب ُ] (اِخ) چهارمین تن از عمادشاهیان در برار که از حدود 968 تا 976 هَ. ق. سلطنت کرد. (از طبقات سلاطین اسلام). توضیح بیشتر ...
  • برهان. [ب ُ] (اِخ) دهی است از دهستان آختاچی بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد. سکنه ٔ آن 365 تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات وتوتون و حبوب است. (از فرهنگجغرافیایی ایران ج 4). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

برهان در فرهنگ عمید

  • حجت، دلیل،

    دلیل قاطع،
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

برهان در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فارسی به انگلیسی

برهان در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

برهان در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

برهان در فارسی به عربی

نام های ایرانی

برهان در نام های ایرانی

عربی به فارسی

برهان در عربی به فارسی

  • دلیل , گواه , نشانه , مدرک , اثبات , مقیاس خلوص الکل , محک , چرکنویس. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

برهان در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ فارسی آزاد

برهان در فرهنگ فارسی آزاد

  • بٌرهان، دلیل قاطع، حٌجَّت، دلیل (جمع: بَراهِین)،
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید