معنی بزرگان

بزرگان
معادل ابجد

بزرگان در معادل ابجد

بزرگان
  • 280
حل جدول

بزرگان در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

بزرگان در مترادف و متضاد زبان فارسی

لغت نامه دهخدا

بزرگان در لغت نامه دهخدا

  • بزرگان. [ب ُ زُ] (اِ) ج ِ بزرگ. اعاظم. امجاد. اماجد. اکابر. اشخاص بزرگ و مهم. سران. اعیان. اشراف. امیران. (از یادداشتهای دهخدا):
    همان اندریمان که پیروز گشت
    بکشت از بزرگان ما سی وهشت.
    فردوسی.
    همه اعیان و بزرگان درگاه نزدیک وی رفتند. (تاریخ بیهقی).
    بزرگانْش گفتند کز بیش و کم
    اگر بخت یاور بود نیست غم.
    اسدی.
    گوئی که از نژاد بزرگانم
    گفتاری آمدی تو نه کرداری.
    ناصرخسرو.
    و بمشایعت او جمله ٔ لشکر و بزرگان برفتند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

بزرگان در فرهنگ فارسی هوشیار

  • اعاظم، اکابر، اشخاص مهم، سران، اعیان، اشراف
واژه پیشنهادی

بزرگان در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید