معنی بیر

بیر
معادل ابجد

بیر در معادل ابجد

بیر
  • 212
حل جدول

بیر در حل جدول

  • چاه آب
  • واحد پول اتیوپی
  • یک آذری
  • بیر اتیوپی (به انگلیسی: Ethiopian birr) با کد ایزوی ETB، یکای پول رایج در کشور اتیوپی است. مسئولیت کنترل این یکای پول برعهدهٔ بانک ملی اتیوپی قرار دارد. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

بیر در فرهنگ معین

  • (اِ.) حفظ، از بر کردن، حافظه.
  • (اِ.) جامه خواب، نهالی و توشک، بستر.
  • رعد و برق، صاعقه، طوفان،
  • [ع. بئر] (اِ.) چاه.
لغت نامه دهخدا

بیر در لغت نامه دهخدا

  • بیر. (اِ) جامه ٔ خواب را گویند مانند نهالی و توشک و آنچه گستردنی باشد بجهت خوابیدن خصوصاً. (برهان). جامه ٔ خواب را گویند مانند نهالی و تشک و غیره و بیری بمعنی گستردنی بود. (فرهنگ جهانگیری). جامه ٔ خواب مانند لحاف و نهالی و غیره بیری مانند گستردنی. (رشیدی). جامه ٔ خواب است مانند نهالی و تشک و آنچه گستردنی باشد. (انجمن آرا) (آنندراج). جامه ٔ خواب مانند نهالی و توشک و آنچه گستردنی باشد جهت خوابیدن. (ناظم الاطباء):
    گر کسی در بیر زلفین تو را بیند بخواب
    پرعبیر و عنبرش گردد گه تعبیر بیر. توضیح بیشتر ...
  • بیر. (اِخ) از بیت ذیل برمی آید که نام دریائی است عنبرخیز (؟). (یادداشت مؤلف):
    رسد دو نسیم از لب مدح خوانش
    بدریای بیر و بیابان فامر.
    قادری (از حاشیه ٔ لغت فرس اسدی نخجوانی).
    و رجوع به فامر شود. توضیح بیشتر ...
  • بیر. (اِخ) دهی است از دهستان بخش خفر در شهرستان جهرم و دارای 195 تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7). و نیز رجوع به فارسنامه ٔ ناصری شود. توضیح بیشتر ...
  • بیر. (اِخ) آبی است در دیار طی. (از معجم البلدان). و بیر بدون الف و لام تعریف، شهری است استوار از نواحی شهرزور. (از معجم البلدان). توضیح بیشتر ...
  • بیر. [ب َ ی ِ] (اِخ) آدولف. فون. شیمیدان آلمانی (1835- 1917م) بسبب کارهائی که در ترکیبات معطره و رنگهای آلی انجام داد. جایزه ٔ نوبل (1905 م. ) را برد. ساختمان مولکولی نیل، سرولین، و ائوزین را کشف کرد. (دایره المعارف فارسی). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

بیر در فرهنگ عمید

  • بستر، رختخواب،
  • صاعقه، رعدوبرق،

    طوفان،
  • ویر۱

    * ازبیر: [قدیمی] = ازبر
فارسی به انگلیسی

بیر در فارسی به انگلیسی

ترکی به فارسی

بیر در ترکی به فارسی

گویش مازندرانی

بیر در گویش مازندرانی

فرهنگ فارسی هوشیار

بیر در فرهنگ فارسی هوشیار

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید