معنی تبخیر

تبخیر
معادل ابجد

تبخیر در معادل ابجد

تبخیر
  • 1212
حل جدول

تبخیر در حل جدول

  • تبدیل مایع به گاز
مترادف و متضاد زبان فارسی

تبخیر در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • بخار کردن، به بخارتبدیل شدن،

    (متضاد) تجمد، بخور دادن
فرهنگ معین

تبخیر در فرهنگ معین

  • بخار کردن، بخور دادن. [خوانش: (تَ) [ع.] (مص ل.)]
لغت نامه دهخدا

تبخیر در لغت نامه دهخدا

  • تبخیر. [ت َ] (ع مص) بخور کردن به چیزی. (از منتهی الارب) (آنندراج). بخور کردن و بخور دادن. (ناظم الاطباء). خویشتن بوی کردن ببخور. (دهار): و بخّره و بخر علیه، دخنه بالبخور. (اقرب الموارد) (قطر المحیط). || بخار انگیختن از چیزی. (فرهنگ نظام). || بخار شدن. (ناظم الاطباء). || تبخیر در اصطلاح فیزیک، تغییر حالت از مایع به حالت بخار را گویند.
    - تبخیر سطحی، تغییر حالت از مایع به حالت بخار در سطح بسیاری از مایعات ممکن است روی دهد حتی در درجات عادی حرارت، آبی که درظرف دهان بازی با هوا مواجه شود تبخیر گردد مخصوصاً هرچه هوا خشک تر و درجه ٔ حرارت بالاتر رود تبخیر سریعتر انجام می گردد. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

تبخیر در فرهنگ عمید

  • تغییر حالت جسم مایع به بخار در اثر حرارت،
فارسی به انگلیسی

تبخیر در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

تبخیر در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

تبخیر در فرهنگ فارسی هوشیار

  • بخور کردن به چیزی، بخار شدن، تغییر حالت از مایع به بخار
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب