معنی تبریز

تبریز
معادل ابجد

تبریز در معادل ابجد

تبریز
  • 619
حل جدول

تبریز در حل جدول

  • مرکز استان آذربایجان شرقی
فرهنگ معین

تبریز در فرهنگ معین

  • (مص م. ) بیرون آوردن، آشکار کردن، پیشی گرفتن، (اِ. ) نام مرکز استان آذربایجان شرقی. [خوانش: (تَ) [ع. ]]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

تبریز در لغت نامه دهخدا

  • تبریز. [ت ِ] (اِ) سفره. (لسان العجم شعوری ورق 299 الف) (ناظم الاطباء). نطع. (ناظم الاطباء):
    چنانکه عام شده نعمت فراوانش
    به پیش مردم و حیوان همی کشد تبریز.
    ابوالمعانی (از لسان العجم ایضاً).
    || میز و کرسی. || نشیمن. (ناظم الاطباء). || نام شعبه ای از موسیقی. (غیاث اللغات). توضیح بیشتر ...
  • تبریز. [ت َ] (ع مص) پیدا و آشکار کردن چیزی. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). بیرون آوردن. (ترجمان علامه ٔ جرجانی) (زوزنی). ظاهر و آشکار کردن. (فرهنگ نظام). پیدا و گشاده کردن چیزی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || سبقت گرفتن اسب رمه را. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). || رهانیدن اسب سوار خودرا. (قطر المحیط). یکسو بردن سوار خود را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || از اقران خویشتن درگذشتن بفضل. توضیح بیشتر ...
  • تبریز. [ت َ] (اِخ) نام شهری است در آذربایجان در اقلیم پنجم. و مردم آنجا اکثر آهنگرند و جلال الدین سیوطی در لب الالباب نوشته که تبریز بالکسر شهری است قریب آذربایجان و این معرب آن است. (غیاث اللغات). هدایت در انجمن آرا گوید: در شمال مغرب ایران واقع شده است و از شهرهای معظم بوده بواسطه ٔ محاربات سپاه ایرانی و عثمانی و زلزله های مکرر ویرانی یافته اکنون دویست هزار خلق در آنجا موجودند. در سال گذشته که 1283 هَ. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

تبریز در فرهنگ فارسی هوشیار

  • پیدا و آشکار کردن چیزی، بیرون آوردن، و نام شهری است درآذربایجان. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید