معنی تعمیم

تعمیم
معادل ابجد

تعمیم در معادل ابجد

تعمیم
  • 560
حل جدول

تعمیم در حل جدول

  • فرایند همگانی کردن
مترادف و متضاد زبان فارسی

تعمیم در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • شمول، عمومیت، فراگیر، کلیت تخصیص،
    (متضاد) تجوید، فراگیر کردن، عمومیت دادن،
    (متضاد) تخصیص. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

تعمیم در فرهنگ معین

  • (تَ) [ع.] (مص م.) عمومیت دادن.
لغت نامه دهخدا

تعمیم در لغت نامه دهخدا

  • تعمیم. [ت َ] (ع مص) مهتر گردانیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || عمامه پوشانیدن. (دهار) (آنندراج). عمامه پوشیدن. (تاج المصادر بیهقی). عمامه پوشانیدن و عمامه بسر بستن. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). یقال: عمم الرجل (مجهولاً)، ای سود لأن العمائم تیجان العرب کما قیل فی العجم توج و کذا عمم رأسه، ای الفت علیه عمامه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || کف برآوردن شیر. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

تعمیم در فرهنگ عمید

  • شامل همه گردانیدن، همگانی ‌کردن، عمومیت دادن،
فارسی به انگلیسی

تعمیم در فارسی به انگلیسی

فارسی به عربی

تعمیم در فارسی به عربی

عربی به فارسی

تعمیم در عربی به فارسی

  • مدور , مستدیر , دایره وار , بخشنامه , عمومیت دادن
فرهنگ فارسی هوشیار

تعمیم در فرهنگ فارسی هوشیار

  • عمومیت دادن، عام نمودن، عمامع بسر بستن
فرهنگ فارسی آزاد

تعمیم در فرهنگ فارسی آزاد

  • تَعْمِیم، عمومی ساختن، منتشر کردن،
فارسی به آلمانی

تعمیم در فارسی به آلمانی

  • Ausdehnung (f), Erweiterung (f), Verlängerung (f)
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
نوشته‌های بلاگ جدولیاب