معنی توهین

توهین
معادل ابجد

توهین در معادل ابجد

توهین
  • 471
حل جدول

توهین در حل جدول

  • خوار کردن، اهانت و بی‌حرمتی، خوار و خفیف کردن
  • خوار کردن، اهانت و بی حرمتی، خوار و خفیف کردن
مترادف و متضاد زبان فارسی

توهین در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • اهانت، بی‌حرمتی، تحقیر، خوارداشت، وهن،
    (متضاد) تکریم، اهانت کردن، بی‌حرمتی کردن، خوار داشتن، وهن کردن،
    (متضاد) احترام گذاشتن، خوار شمردن، سست کردن. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

توهین در فرهنگ معین

  • خوار کردن، خوار داشتن، سُست کردن. [خوانش: (تُ) [ع. ] (مص م. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

توهین در لغت نامه دهخدا

  • توهین. [ت َ] (ع مص) سست کردن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (دهار) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی). سست گردانیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ضعیف گردانیدن. (از اقرب الموارد). خوار کردن. خوار شمردن. خوارداشت. ضعیف و سست شمردن. حقیر و سبک داشتن. سبک داشت. (از یادداشتهای مرحوم دهخدا). توهین که معمولاً استخفاف و کوچک شمردن استعمال میشود در لغت به معنی ضعیف ساختن است و در زبان عربی بجای آن اهانت گویند. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

توهین در فرهنگ عمید

  • خواروخفیف‌ کردن،

    [قدیمی] سست‌ کردن،

    [قدیمی] ضعیف ‌کردن،
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

توهین در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فارسی به انگلیسی

توهین در فارسی به انگلیسی

  • Affront, Cut, Brass, Effrontery, Flout, Indignity, Insult, Invective, Slap, Slight, Slur, Snub, Violation. توضیح بیشتر ...
فارسی به عربی

توهین در فارسی به عربی

  • استخفاف، اهانه، تشهیر، مخالفه، وقاحه
فرهنگ فارسی هوشیار

توهین در فرهنگ فارسی هوشیار

فرهنگ فارسی آزاد

توهین در فرهنگ فارسی آزاد

  • تَوْهِین، سُست کردن، خوار و حقیر کردن، ضعیف کردن، ذلیل کردن،
فارسی به ایتالیایی

توهین در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید