معنی جنون

جنون
معادل ابجد

جنون در معادل ابجد

جنون
  • 109
حل جدول

جنون در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

جنون در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • دیوانگی، شوریدگی، شیدایی، عقل‌باختگی،

    (متضاد) عقل
فرهنگ معین

جنون در فرهنگ معین

  • دیوانگی، تباه گشتن عقل، شیفتگی، اشتیاق، کم عقلی، نادانی. [خوانش: (جُ) [ع. ] (اِ. )]. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

جنون در فرهنگ عمید

  • دیوانگی،
    [مجاز] شیفتگی، شیدایی،
    * جنون‌ ادواری: (پزشکی) حالت دیوانگی که گاه‌گاه در انسان بروز می‌کند،
    * جنون‌ اطباقی: (پزشکی) حالت دیوانگی همیشگی،
    * جنون اعداد: (پزشکی) نوعی دیوانگی که بیمار وسواس نسبت به اعداد پیدا می‌کند و دائم می‌خواهد اشیا را بشمارد،
    * جنون‌ پیری: (‌پزشکی) بیماری روانی که بعد از شصت‌سالگی عارض می‌شود و بیمار دچار بی‌خوابی و بی‌اشتهایی و ضعف حافظه و شدت عناد و بی‌توجهی به وظایف اخلاقی می‌شود،
    * جنون ‌جوانی: (‌پزشکی) بیماری روانی که بین پانزده تا سی‌سالگی عارض می‌شود و بیمار حالت بی‌خودی و بهت‌زدگی و گرفتگی و آشفتگی و رفتار ابلهانه پیدا می‌کند، شیزوفرِنی، اسکیزوفرِنی،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ واژه‌های فارسی سره

جنون در فرهنگ واژه‌های فارسی سره

فارسی به انگلیسی

جنون در فارسی به انگلیسی

  • Aberration, Craziness, Dementia, Insanity, Lunacy, Madness
فارسی به عربی

جنون در فارسی به عربی

عربی به فارسی

جنون در عربی به فارسی

  • دیوانگی , جنون , حماقت
فرهنگ فارسی هوشیار

جنون در فرهنگ فارسی هوشیار

  • دیوانگی، زایل شدن عقل
فارسی به ایتالیایی

جنون در فارسی به ایتالیایی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید