معنی جوندگان

جوندگان
معادل ابجد

جوندگان در معادل ابجد

جوندگان
  • 134
حل جدول

جوندگان در حل جدول

  • راسته ای از پستانداران
فرهنگ معین

جوندگان در فرهنگ معین

  • جمع جونده، دسته ای از پستانداران تیزدندان که دندان های پیشین آن ها پیوسته رشد می کند، به طوری که جانور ناچار است برای کوتاه کردن آن ها هر چیز را که در دسترس می یابد بجود، مانند: موش، سنجاب. [خوانش: (جَ وَ دَ یا دِ) (اِ. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

جوندگان در فرهنگ عمید

  • راسته‌ای از جانوران پستاندار، مانند موش، بیدستر، و سنجاب که دارای دندان‌های تیز برای جویدن هستند و چون دندان‌های ثنایای آن‌ها پیوسته رشد می‌کند باید همیشه دندان‌های خود را به‌ کار بیندازند و چیزی را بجوند تا دندان‌ها ساییده شود والا بی‌اندازه بلند می‌شود و از دهان بیرون می‌آید،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

جوندگان در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (اسم) جمع جونده، راسته ای از پستانداران که شامل جانورانی است که عموما جثه کوچک دارند و دندان بندی ظنهاناقص است (فاقدانیاب هستند) . دندانهای پیثشین آنها بلند و برنده و در انتها فاقد میناست بهمین جهت عاج دندان آنها مرتبا نمو کرده موجب افزایش طول دندانها میگردد بطوریکه جانور ناچار است برای کوتاه کردن آنها هر چیز را که در دسترس می یابد بجود. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید