معنی خانواده

خانواده
معادل ابجد

خانواده در معادل ابجد

خانواده
  • 667
حل جدول

خانواده در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

خانواده در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • اعقاب، اهل بیت، تبار، تیره، خاندان، دودمان، سلاله، طایفه، فامیل. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

خانواده در فرهنگ معین

  • اهل خانه، اهل البیت، مجموعه افراد دارای پیوند سببی یا نسبی که در زیر یک سقف زندگی می کنند، مجموعه خویشاوندان، خاندان، تیره، خاندان. [خوانش: (نْ یا نِ دِ) (اِمر. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

خانواده در لغت نامه دهخدا

  • خانواده. [ن َ / ن ِ دَ / دِ] (اِ مرکب) خاندان. (غیاث اللغات) (ناظم الاطباء). دودمان. خیل خانه. (ناظم الاطباء). تبار. دوده:
    اصیل زاده و از خانواده ٔ حرمت
    بزرگوار و به اقبال و دولت اندرخور.
    سوزنی.
    || اهل خانه. اهل البیت. (ناظم الاطباء).
    تاریخ خانواده و اشکال آن: یگانه سازمان اجتماعی که بادوام و همگانی است و از دیرباز در زندگی بشرهای ماقبل تاریخ وجود داشته و حتی قبل از عبادتگاه و دولت و هر سازمانی که برای تمرکز فعالیت آدمی بوجود آمده است خانواده میباشد. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

خانواده در فرهنگ عمید

  • کوچک‌ترین واحد اجتماعی که شامل پدر، مادر، و فرزندان آن‌ها است،
    (زیست‌شناسی) تیره،
    خاندان، دودمان، فامیل،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

خانواده در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

خانواده در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

خانواده در فارسی به عربی

فرهنگ فارسی هوشیار

خانواده در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (اسم) خانواده اهل خانه اهل البیت دودمان.
فارسی به ایتالیایی

خانواده در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

خانواده در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید