معنی دیدو

دیدو
معادل ابجد

دیدو در معادل ابجد

دیدو
  • 24
حل جدول

دیدو در حل جدول

لغت نامه دهخدا

دیدو در لغت نامه دهخدا

  • دیدو. [دُ] (اِخ) بانی و ملکه ٔ افسانه ای کارتاژ. دختر شاه صور بود و گویند الیسا نام داشت. شوهرش بدست برادرش پوگمالیون که بجای پدر بسلطنت صور نشست بقتل رسید. دیدو با پیروان خود صور را ترک گفت و با کشتی نخست به قبرس و از آنجا به افریقای شمالی رفت و کارتاژ را بنا نهاد. بر طبق بعضی از افسانه های رومی در سفر «انه » به کارتاژ، دیدو عاشق او شد و بقول ویرژیل در «انئید» دیدو آتشی برافروخت و خود را در آن هلاک کرد. توضیح بیشتر ...
  • دیدو. [دُ] (اِخ) فرانسوا آمبرواز. (1730-1804 م. ) چاپگر فرانسوی که بعضی او را بهترین چاپگر عصر خود و حتی بهترین چاپگران شمرده اند. پدرش فرانسوا دیدو نیز چاپگر بود و پسرانش پیر دیدو 1761-1853 م. و فیرمن دیدو 1764-1836م. هنر خانوادگی را حفظ کردندو فیرمن نخستین کسی بود در فرانسه که از روی صفحه های سترئوتایپ کتاب چاپ کرد. (دائره المعارف فارسی). توضیح بیشتر ...
  • دیدو. (اِخ) دهی است ازدهستان زیرکوه سورتیجی بخش چهاردانگه ٔ شهرستان ساری دارای 65 تن سکنه. آب آن از چشمه و رودخانه ٔ گرم آب و راه مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3). توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه