معنی راننده

راننده
معادل ابجد

راننده در معادل ابجد

راننده
  • 310
حل جدول

راننده در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

راننده در مترادف و متضاد زبان فارسی

فرهنگ معین

راننده در فرهنگ معین

  • (نَ دِ) (ص فا.) آن که وسایل نقلیه را می راند، شوفر.
لغت نامه دهخدا

راننده در لغت نامه دهخدا

  • راننده. [ن َن ْ دَ / دِ] (نف) که براند. که عمل راندن انجام دهد. || محرک. حرکت دهنده بجلو. فشاردهنده که به جلو برد. || که وسایط نقلیه و جز آن را از جایی بجایی برد. که ماشین و گاری و جز آن را براند. که عمل راندن و راهنمایی ماشین و جز آن را بعهده داشته باشد. و در اصطلاح امروز بر کسانی که گاری و درشکه و کالسکه و اتومبیل و جز آن را هدایت می کنند اطلاق می شود مرادف گاری چی و درشکه چی و ماشین چی، و کلمه ٔ شوفر، فرانسه ٔ آن است. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

راننده در فرهنگ عمید

  • کسی که وسیلۀ نقلیه‌ای را می‌راند،
فارسی به انگلیسی

راننده در فارسی به انگلیسی

فارسی به ترکی

راننده در فارسی به ترکی

فارسی به عربی

راننده در فارسی به عربی

تعبیر خواب

راننده در تعبیر خواب

  • راننده: مسافرت با شخصی خوش سفر 1ـ اگر خواب ببینید برای انحام کار یا تفریح ماشین می رانید، علامت آن است که به بیماری مبتلا خواهید شد. 2ـ اگر خواب ببینید به آهستگی ماشین می رانید، نشانه آن است که از انجام وظایف خود نتایج مساعدی به دست می آورید. 3ـ اگر خواب ببینید با سرعت ماشین می رانید، نشانه آن است که با گذشتن از مراحلی خطرناک به کامیابی دست خواهید یافت. - لوک اویتنهاو. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

راننده در فرهنگ فارسی هوشیار

  • (اسم) آنکه چیزی یا جانوری را براند، آنکه اتومبیل و دیگر وسایل نقلیه را براند شوفر. توضیح بیشتر ...
فارسی به ایتالیایی

راننده در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

راننده در فارسی به آلمانی

  • Autofahrer (m), Fahrer (m), Treiber (m)
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید