معنی رد کردن

رد کردن
معادل ابجد

رد کردن در معادل ابجد

رد کردن
  • 478
حل جدول

رد کردن در حل جدول

لغت نامه دهخدا

رد کردن در لغت نامه دهخدا

  • رد کردن. [رَدد / رَ ک َ دَ] (مص مرکب) بازگردانیدن. (آنندراج). بازدادن. (فرهنگ فارسی معین). عودت دادن. پس دادن. واپس دادن. (یادداشت مؤلف). رجعت دادن و پس فرستادن و واپس دادن و برگردانیدن و بازفرستادن. (ناظم الاطباء).
    - رد کردن سلام، جواب سلام گفتن.
    || ادا. تأدیه کردن. پرداختن. (یادداشت مؤلف). || قبول نکردن. جواب گفتن. جواب کردن: ادعا یا عقیده ٔ او را رد کرد؛یعنی قبول نکرد. وازدن. نپذیرفتن. مقابل قبول کردن. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

رد کردن در فارسی به انگلیسی

  • Contest, Contradict, Contravene, Controvert, Declination, Deny, Disapprove, Disclaim, Discredit, Dismiss, Eliminate, Explode, Gainsay, Kill, Negative, Overbear, Pass, Refusal, Refuse, Reject, Repudiate, Repulse. توضیح بیشتر ...
فارسی به عربی

رد کردن در فارسی به عربی

  • احمل، ادحض، ارفض، انکر، تناقض، عائق، فند، قمامه، مرفوض، ناقض، هبوط. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

رد کردن در فرهنگ فارسی هوشیار

فارسی به ایتالیایی

رد کردن در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

رد کردن در فارسی به آلمانی

  • Auslassen, Ignorieren, Überhören, Übersehen, Unbeachtet
واژه پیشنهادی

رد کردن در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید