معنی سربند

سربند
معادل ابجد

سربند در معادل ابجد

سربند
  • 316
حل جدول

سربند در حل جدول

فرهنگ معین

سربند در فرهنگ معین

  • روسری زنان، شال و دستار مردانه، آن چه سر را با آن ببندند. [خوانش: (~. بَ) (اِمر. )]. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

سربند در لغت نامه دهخدا

  • سربند. [س َ ب َ] (اِ مرکب) پنبه یا جامه و یا چوبی که بر دهانه ٔ شیشه فروبرند تا مظروف از ریختن و تباهی مصون ماند. آنچه بر سرظرفی چرمین یا از شیشه و غیره بندند از جامه و چرم و غیره. (یادداشت مؤلف). || اختیار (؟) وآگاهی راز. || کوچه بند. (غیاث) (آنندراج). || عصابه که زنان بر سر بندند. (آنندراج). عصابه. (ربنجنی) (دهار). مِعْصَب. (ملخص اللغات حسن خطیب). تاج. (یادداشت مؤلف). عمامه:
    یکی خوب سربند پیکر بزر
    بیابد از این رنج فرجام بر. توضیح بیشتر ...
  • سربند. [س َ ب َ] (اِخ) ده بخش نمین شهرستان اردبیل. دارای 210 تن سکنه است. آب از رودخانه ٔ قره سو و محصول آن غلات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

سربند در فرهنگ عمید

  • آنچه به‌ سر ببندند،
    روسری زنان،
    شال و دستار که مردان به سر ببندند،
    آنچه با آن سر چیزی را ببندند،
    [عامیانه، مجاز] موقع، هنگام،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

سربند در فارسی به انگلیسی

گویش مازندرانی

سربند در گویش مازندرانی

  • پارچه ای بلند و مستطیل شکل که زنان پس از بستن روسری به دور. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

سربند در فرهنگ فارسی هوشیار

واژه پیشنهادی

سربند در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید