معنی سید

سید
معادل ابجد

سید در معادل ابجد

سید
  • 74
حل جدول

سید در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

سید در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • آقا، خواجه، رئیس، سرور، مهتر، پیغمبرزاده،

    (متضاد) خلق
فرهنگ معین

سید در فرهنگ معین

  • (سَ یِّ) [ع. ] (ص. ) سرور، آقا، افرادی که نسب شان به پیغمبر (ص) می رسد. ،~المرسلین سرور فرستادگان (خدا) لقب محمد رسوالله (ص). ،~ُالشُهَدا الف - سرور شهیدان. ب - لقب حمزه عموی پیامبر اسلام. ج - به ویژه لقب امام حسین (ع) امام سوم شیعیان. توضیح بیشتر ...
لغت نامه دهخدا

سید در لغت نامه دهخدا

  • سید. [س َی ْ ی ِ] (ع ص، اِ) پیشوا. مهتر قوم. سردار. (آنندراج) (غیاث اللغات). مهتر. (دهار):
    گرچه آباش سیدان بودند
    او بهر فضل سید آباست.
    فرخی.
    کاشکی سیدی من آن تبمی
    تا چو تبخاله گرد آن لبمی.
    خفاف.
    این ارادتی که لازم شده در گردن من نسبت به سید ما از روی سلامت نیست. (تاریخ بیهقی). بیعت کردند بسید خود و مولای خود. (تاریخ بیهقی).
    فرمانبرش بدند همه سیدان عصر
    افزون بدی جلالت قدرش ز حد و حصر.
    منوچهری.
    می خور ای سید احرار در این جشن سده
    باده خوردن بلی از عادت احرار بود. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

سید در فرهنگ عمید

  • عنوان هریک از اولاد حضرت رسول، از نسل امیرالمؤمنین علی و فاطمۀ زهرا: به نسبت از تو پیامبر بنازد ای سید / که از بقای نسب ذات توست حاصل او (خاقانی: ۹۱۷)،
    [قدیمی] مهتر، سرور، بزرگ، آقا: نماند به عصیان کسی در گرو / که دارد چنین سیدی پیشرو (سعدی۲: ۱۴۹)،
    (اسم) [قدیمی] پیامبر اسلام: سزد گر به دورش بنازم چنان / که سید به دوران نوشیروان (سعدی۲: ۱۵۱)،. توضیح بیشتر ...
عربی به فارسی

سید در عربی به فارسی

  • دانشور , چیره دست , ارباب , استاد , کارفرما , رءیس , مدیر , مرشد , پیر , خوب یادگرفتن , استاد شدن , تسلط یافتن بر , رام کردن , اقا (مختصر انمر است) , اقا , شخص محترم , لرد , شخص والا مقام. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

سید در فرهنگ فارسی هوشیار

  • پیشوا و مهتر قوم و سردار
فرهنگ فارسی آزاد

سید در فرهنگ فارسی آزاد

  • سَیِّد، نزد نصاری لقب حضرت مسیح است و در اسلام به کسی که نَسَبش به حضرت رسول برسد (خواه از طریق حضرت حُسَین (سَیِّد حُسَینی) و خواه از طریق حضرت حسن (سید مُجْتَبَوِی و یا طَباطَبائی)، جناب سید کاظم رشتی را هم «سَیِّد» بطور مطلق نامیده اند،. توضیح بیشتر ...
  • سَیِّد، (از ثلاثی س و د)، (این کلمه در اصل سَیْوَد بوده که باعلال و قلب واو- به یاء و ادغام دو یاء سَیِّد گشته است و به تخفیف سَیْد هم تلفظ میکنند)، بزرگ- آقا- سَرْوَر- مهتر- مَلِک- خداوند (جمع: اَسْیاد- سادَه- سَیائِد). توضیح بیشتر ...
واژه پیشنهادی

سید در واژه پیشنهادی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید