معنی شقی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(شَ) [ع.] (ص.) بدبخت.
فرهنگ عمید
[مقابلِ سعید] بدبخت، تیرهبخت،
ظالم، ستمگر،
حل جدول
مترادف و متضاد زبان فارسی
بیرحم، سختدل، سفاک، سنگدل، شریر، ظالم، قسی، بدبخت، تیرهبخت، سیهروز،
(متضاد) سعید
فارسی به انگلیسی
Erectness
عربی به فارسی
فرهنگ فارسی هوشیار
با شقاوت، قساوت قلب و سخت دل، فقیر و تهیدست، مستمند و بیچاره، خوار و ذلیل
فرهنگ فارسی آزاد
معادل ابجد
410