معنی شوخ

شوخ
معادل ابجد

شوخ در معادل ابجد

شوخ
  • 906
حل جدول

شوخ در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

شوخ در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • چرک، شوخگن، فضله، نجس، وسخ، خوشگل، زیبا، ظریف، بی‌آزرم، بی‌ادب، بی‌حیا، گستاخ، بذله‌گو، دعاب، ظریف‌طبع، لای‌گو، لطیفه‌گو، مزاح، مسخره، هزال، طناز، فتنه‌انگیز، فسونساز، فضول، وقیح، بانشاط، خوشدل، زنده‌دل، شاد، شنگ. توضیح بیشتر ...
فرهنگ معین

شوخ در فرهنگ معین

  • (اِ) چرک، ریم.
  • گستاخ، بی حیا، زنده دل، خوشحال، دزد، خوشگل. [خوانش: (ص.)]
لغت نامه دهخدا

شوخ در لغت نامه دهخدا

  • شوخ. (اِ) چرک. (فرهنگ جهانگیری). چرک جامه که به تازی آن را وسخ گویند. (انجمن آرا) (آنندراج). وسخ. (یادداشت مؤلف). وسخ و کرس و ریم و کلخج باشد که بر تن و جامه نشیند و گروهی از عامه چرک گویند. (از لغت فرس اسدی). چرک جامه وچرک بدن. (غیاث اللغات). چرکی باشد که بر بدن و جامه نشیند و بعربی وسخ گویند. (برهان). چرک و وسخی که بر بدن و جامه نشیند. (از ناظم الاطباء):
    بدان جامه ٔ شوخ در پیش تخت
    بیفتاد و گفت ای شه نیکبخت. توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

شوخ در فرهنگ عمید

  • چرک بدن،
    چرک لباس: اگر شوخ بر جامهٴ من بُوَد / چه باشد دلم از طمع هست پاک (خسروی: شاعران بی‌دیوان: ۱۷۸)،. توضیح بیشتر ...
  • شاد، خوشحال، زنده‌دل،
    بذله‌گو، اهل مزاح،
    [قدیمی] خوشگل،
    [قدیمی] گستاخ،
    * شوخ‌وشنگ: [قدیمی] خوشگل و ظریف،. توضیح بیشتر ...
فارسی به انگلیسی

شوخ در فارسی به انگلیسی

  • Arch, Dirt, Frivolous, Fun, Good-Humored, Jocose, Jocular, Josher, Lively, Pus, Quizzical, Wanton, Witty. توضیح بیشتر ...
فارسی به عربی

شوخ در فارسی به عربی

  • ذکی، لامبالی، لوطی، محشه، مهرج، نکات، هزل، هزلی
فرهنگ فارسی هوشیار

شوخ در فرهنگ فارسی هوشیار

  • زنده دل، خوشگل، گستاخ
فارسی به ایتالیایی

شوخ در فارسی به ایتالیایی

فارسی به آلمانی

شوخ در فارسی به آلمانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
عبارت های مشابه