معنی صلا

صلا
معادل ابجد

صلا در معادل ابجد

صلا
  • 121
حل جدول

صلا در حل جدول

مترادف و متضاد زبان فارسی

صلا در مترادف و متضاد زبان فارسی

  • آوا، آواز، بانگ، صدا، صوت، ندا
لغت نامه دهخدا

صلا در لغت نامه دهخدا

  • صلا. [ص َ] (ع مص) افروختن آتش به آتش. (منتهی الارب). برافروختن آتش را گویند بجهت سرمای سخت. (برهان). || گرم کردن به آتش. (مصادر زوزنی). || (اِ) بریانی. (منتهی الارب) (غیاث اللغات). || آتش که بدان گرم شوند. (مهذب الاسماء). و رجوع به صِلاء شود. توضیح بیشتر ...
  • صلا. [ص َ] (از ع، اِمص) آواز دادن برای طعام خورانیدن یا چیزی دادن بکسی. (غیاث اللغات). در سراج آمده: صلا بفتح آواز کردن بسوی کسی برای دادن چیزی خواه طعام باشد خواه غیر آن مگر در کتب معتبره ٔ عربیه بدین معنی دیده نشد. (غیاث اللغات). فریادی باشد که بجهت طعام دادن بدرویشان و فقیران و چیزی فروختن کنند. (برهان):
    مرغ خوش می زند نوای صبوح
    بشنو از مرغ هین صلای صبوح.
    خاقانی.
    مبر بیخ آمال تا دل نرنجد
    که از خوان دونان صلائی نیابی. توضیح بیشتر ...
  • صلا. [ص َ] (ع اِ) || (ع اِ) میانه ٔ پشت مردم یا از هر چهارپایه. (منتهی الارب). || طرف سرین یا فرجه ٔ میان شرم و دنب یا آنچه جانب راست و چپ دنب است و هما صلوان. (منتهی الارب). زیر سرین مردم و آن اسب و آنجا که دنبال اسب بر وی آید. (مهذب الاسماء). زیر سرین و آن دو باشد و صلا کل حیوان وسط ظهره. (بحر الجواهر). توضیح بیشتر ...
  • صلا. [ص َ] (ع مص) کشیدن گرمی آتش را. || سوخته شدن به آتش. (منتهی الارب). توضیح بیشتر ...
  • صلا. [ص ِ] (ع مص) افروختن آتش به آتش. || کشیدن گرمی آتش را. || سوخته شدن به آتش. || (اِ) بریانی. (منتهی الارب). توضیح بیشتر ...
فرهنگ عمید

صلا در فرهنگ عمید

  • [قدیمی]
    دعوت گروهی از مردم برای غذا خوردن،
    آواز دادن، صدا زدن،
    * صلا دادن (زدن، گفتن، دردادن): (مصدر لازم، مصدر متعدی) [قدیمی] آواز دادن مردم را برای طعام خوردن یا انجام دادن کاری، خواندن و دعوت کردن به ‌چیزی یا امری: کمر بستم به عشق این داستان را / صلای عشق در‌دادم جهان را (نظامی۲: ۱۱۹)،. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی هوشیار

صلا در فرهنگ فارسی هوشیار

  • پارسی تازی گشته الا هلا (مصدر) آواز دادن کسی یا کسانی را برای اطعام یا چیزی دادن. آواز دادن برای طعام خورانیدن یا چیزی دادن به کسی، دعوت و خواندن جمعی از مردم. توضیح بیشتر ...
فرهنگ فارسی آزاد

صلا در فرهنگ فارسی آزاد

  • صَلا، کلمه ای که در فارسی برای دعوت عام و خواندن مردم مصطلح است یعنی بشتابید- حاضر شوید،. توضیح بیشتر ...
بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
قافیه