معنی صندل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(صَ دَ) [فر.] (اِ.) نوعی کفش بنددار تابستانی.
(~.) [معر.] (اِ.) درختی کوچک بومی هند که از قطعات ضخیم چوب آن وسایل چوبی می سازند. نمونه هایی از این گیاه از راه ارتباط با ریشه و حتی ساقه گیاهان گوناگون بخشی از دوره زیستی خود را به حالت انگلی می گذرانند.
فرهنگ عمید
درختچهای با برگهای نوکتیز، گلهای سفید خوشهای کوچک، و ریشههای تارمانند،
چوب خوشبوی این درخت که برای ساختن اشیای چوبی گرانقیمت به کار میرود و در طب و عطرسازی کاربرد دارد،
نوعی کفش تابستانی و روباز،
حل جدول
نوعی کفش تابستانی سبک و راحت
فارسی به انگلیسی
Sandal
فارسی به عربی
صندل
تعبیر خواب
اگر در خواب بیند که صندل داشت، دلیل است که مردم مدح و ثنای او گویند. اگر بیند که صندل سفید داشت، دلیل که از بزرگی منفعت بیند. - محمد بن سیرین
دیدن صندل به خواب بر سه وجه است. اول: ثنا و آفرین. دوم: خیرو برکت. سوم: جاه و حرمت.
- امام جعفر صادق علیه السلام
فرهنگ گیاهان
نوعی چوب که که سفید، زرد یا سرخ است
عربی به فارسی
کفش بی رویه , صندل , سرپایی , کفش راحتی , درخت صندل , صندل پوشیدن
فرهنگ فارسی هوشیار
چوب خوشبوی، بهترین آن سرخ یا سپید است
فارسی به ایتالیایی
sandalo
معادل ابجد
174